توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٤٦
خود، ما را راهنمايى كرده ... و با حدوث اشيا بر ازلى بودن خود استشهاد نموده است.
امام صادق عليه السلام در روايتى به تغييراتى كه در خلقت و روحيات انسان بهوجود مىآيد- مانند وجود پيدا كردن پس از نيستى، بزرگ شدن پس از كوچكى، قوى شدن پس از ضعف، ضعف پس از قوّت، بيمارى پس از عافيت و عافيت پس از بيمارى و ...- اشاره نموده است. «١» آن حضرت مىخواستهاند مخاطب منكر را متوجه نمايند كه همه اين تغييرات، نشانه حادث بودن انسان است و با توجه به اين مقدمه، بهوجود محدِث انتقال يابد.
و باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
«انَّ الْاشْياءَ تَدُلُّ عَلى حُدُوثِها مِنْ دَوَرانِ الْفَلَكِ بِما فيهِ وَ هِىَ سَبْعَةُ افْلاكٍ وَ تَحَرُّكِ الْارْضِ وَ مَنْ عَلَيْها وَ انْقِلابِ الْازْمِنَةِ وَ اخْتِلافِ الْوَقْتِ وَالْحَوادِثِ الَّتى تَحْدُثُ فِىالْعالَمِ مِنْ زِيادَةٍ وَ نُقْصانٍ وَ مَوْتٍ وَ بَلى وَاضْطِرارِ النَّفْسِ الَى الْاقْرارِ بِانَّ لَها صانِعاً وَ مُدَبِّراً» «٢»
اشياء با توجه ب
توحيد از ديدگاه عقل و نقل ٥٢ ٣ - شير مادر؛ غذاى آماده كودك ..... ص : ٥٢
ه چرخش فلكهاى هفتگانه با آنچه در آنهاست و حركت زمين و آنچه بر روى آن است و تبديل زمانها و رفت و آمد وقتها (رفت و آمد شب و روز) و حوادثى مانند زيادى و نقصان و مرگ و پيرى كه واقع مىشود، بر حادث بودن خود دلالت دارند و با توجه به همينها نفس ناچار مىشود كه اقرار كند صانع و مدبرى دارد.
امام رضا عليه السلام در پاسخ شخصى كه دليل حدوث عالم را جويا شده بود، به وجود خود آن شخص اشاره نموده، فرمود:
«انْتَ لَمْ تَكُنْ ثُمَّ كُنْتَ وَ قَدْ عَلِمْتَ انَّكَ لَمْ تُكَوِّنْ نَفْسَكَ وَ لا كَوَّنَكَ مَنْ هُوَ مِثْلُكَ» «٣»
تو نبودى سپس بهوجود آمدى، در حالىكه مىدانى تو خودت را نيافريدهاى و مثل تو هم (ساير افراد) تو را نيافريده است.
حضرت با دو جمله اول اين روايت، اثبات حدوث نموده و با جملات بعدى، فهماندهاند كه موجود حادث احتياج به محدِث دارد و از آنجا كه هر كس با فطرت خويش مىفهمد كه نه خود و نه ديگران قدرت آوردن او را از عدم به صحنه وجود نداشتهاند، درك مىكند كه خالقِ قادرِ هميشه موجود، او را خلق نموده است.