توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٩٧
راه افراط و تفريط طى كرده و هر كدام به طريقى، دچار انحراف از صراط مستقيم توحيد گرديدهاند. اينك به بيان و نقد اين دو نظريه مىپردازيم:
١- ديدگاه اشاعره
اين گروه وجود هرگونه تأثير و علّيت را در ميان پديدهها و موجودات عالم انكار كرده و معتقدند كه هر جا پاى تأثير و ايجاد به بيان آيد، مؤثّر و پديدآورنده بدون واسطه آن خداست. آنان در اين مورد، اصطلاح خاص و معروفى بهنام «عادة اللّه» را مطرح نموده، مىگويند: عادت الهى بر اين جارى شده كه در شرايط خاصى، پديده معيّنى را بهوجود آورد، و گرنه اسباب و شرايط هيچ تأثيرى در پيدايش آن ندارند. بهعنوان مثال، اگر آتش مىسوزاند، سوزاننده اصلى، خداست. اما عادتش چنين است كه وقتى آتش- بر فرض- با دست انسان تماس پيدا كند، خداوند بهطور مستقيم، سوختن را در دست او مىآفريند. آنان بهدنبال اين اعتقاد خود، گرفتار انحراف بزرگ ديگرى شده و افعال و اعمال انسان را نيز مخلوق خدا دانسته و دچار مسلك «جبر» شدهاند.
بىپايگى نظريه اشاعره از آنچه پيش از اين بيان شد، روشن مىگردد؛ زيرا «اصل تأثيرگذارى علل طبيعى» مورد پذيرش قرآن است و آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد اين است كه هيچ موجودى هيچگونه استقلالى نداشته و در تأثيرگذارى خود تحت فرمان و اراده خداوند است.
حضرت امام رضا عليه السلام در نامهاى به يكى از ياران خود چنين مىنويسد:
«قالَ اللَّهُ يَابْنَ آدَمَ، بِمَشِيَّتي كُنْتَ انْتَ الَّذي تَشاءُ لِنَفْسِكَ ما تَشاءُ وَ بِقُوَّتى ادَّيْتَ الَىَّ فَرائِضي وَ بِنِعْمَتى قَوَيْتَ عَلى مَعْصِيَتي جَعَلْتُكَ سَميعًا بَصيرًا قَويًّا» «١»
خداوند فرموده است: اى فرزند آدم، تو آن كسى بودى كه با مشيّت و خواست من، خواستى براى خود آنچه را كه خواستى و با نيروى من، واجبات مرا انجام دادى و با نعمت من بر نافرمانيم توان پيدا كردى؛ زيرا من تو را شنوا و بينا قرار دادم.
در اين روايت، بر اين مطلب تأكيد شده كه انسان در انجام واجبات و يا گناهان و ديگر