توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٥٥
بگوييد نمىتواند، قدرتش را محدود كردهايد. يا اين كه آيا خداوند مىتواند تمام اين جهان پهناور را با همه كرات و كهكشان هايش در درون تخم مرغى جاى دهد، بدون آنكه جهان را كوچك كند و يا تخم مرغ را بزرگ گرداند؟ اگر بگوييد مىتواند، قابل قبول نيست و اگر بگوييد نمىتواند، به عجز او اعتراف كردهايد. و نيز آيا خداوند مىتواند موجودى را خلق كند كه قدرت معدوم كردن آن را نداشته باشد؟ لازمه هر طرف اعتراف به عجز است.
در پاسخ به همه اين سؤالات، بايد گفت متعلَّق قدرت، بايد يك امر ممكن باشد و هيچگاه قدرت بر محال تعلّق نمىگيرد؛ زيرا چيزى كه محال است، هستى نمىپذيرد و اصلًا سؤال از توان انجام آن و بهكار بردن واژه قدرت درباره آن، درست نيست؛ مثلًا در اين سؤال كه «آيا خداوند قدرت دارد موجودى بسازد كه نتواند آن را معدوم كند.»، به كار بردن كلمه «قدرت» غلط است؛ زيرا موجودى كه خدا مىسازد ذاتاً ممكن است، قابل فنا و نيستى نمىباشد و خدا مىتواند آن را معدوم كند. و محال است موجودى فرض كنيم كه قابل ايجاد باشد، اما قابل معدوم كردن نباشد. «١»
شخصى از حضرت على عليه السلام پرسيد: آيا خداوند مىتواند جهان را در تخم مرغى جاى دهد، بىآنكه دنيا كوچك شود يا تخم مرغ بزرگ شود؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود:
«انَّ اللَّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى لا يُنْسَبُ الَى الْعَجْزِ وَالَّذي سَأَلْتَني لا يَكُونُ» «٢»
خداوند هرگز به عجز توصيف نمىشود، اما آنچه را تو سؤال كردى غير ممكن است. (زيرا به معناى آن است كه عالم در همان حال كه بىنهايت بزرگ است، بىنهايت كوچك باشد.)