توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٦٢
آنگونه كه سينه كشتى را براى شكافتن آب مىسازند. و در بالها و دم آنها، پرهاى دراز و محكم قرار داده، كه قدرت پرواز پيدا كنند و تمام بدنشان را از لباس پر، پوشانده كه هوا در ميان آن داخل شود و در هوا بايستند. «١»
٣- رام بودن حيوانات براى انسان
بهرهگيرى انسان از حيوانات براى تأمين بخش عمدهاى از نيازهاى خود، چيزى است كه در گذشته و حال وجود داشته است. در اين ميان، تسليم و رام بودن حيواناتى همانند اسب، الاغ، شتر و گوسفند، حتى در برابر كودك انسان از يك سو و عدم قوّه درك و عقل در حيوانات درنده براى سركشى و طغيان و يا توطئه براى مقابله و حمله به انسانها و بلكه ترس آنها از انسان از سوى ديگر، همه حكايت از آفرينش مدبّرانه آنها از سوى خالق حكيم دارد. «٢» امام صادق عليه السلام مىفرمايد:
آيا نمىبينى الاغ را كه چگونه تن در مىدهد به آسياب كردن و بار برداشتن، درحالىكه او مىبيند كه اسب از اين خدمات معاف است و خوش مىگذراند؟ و شتر با آن توانايى، كه اگر عصيان كند، چندين مرد توانايى مقابله با او را ندارند، چگونه مطيع كودكى مىگردد؟ و گاو با آن قدرت، چگونه از صاحبش اطاعت مىكند تا خيش را بر گردنش گذارند و با آن، شخم زنند؟ و اسب نجيب براى موافقت با سوارش، سختى شمشير و نيزه را تحمّل مىكند؟ و گلّه گوسفند را يك مرد مىچراند، در حالىكه اگر پراكنده شوند و هر يك به طرفى بروند، كسى نمىتواند به دنبال همه برود؟ و همچنين تمامى اصناف حيوانات كه مسخّر انسان مىباشند؟ چرا چنين است؟ جز اينكه صاحب عقل و تدبير نيستند؛ زيرا اگر آنها در كارهايشان داراى عقل و فكر بودند، از انجام بسيارى از نيازهاى انسان سر باز مىزدند. و همچنين درندگان اگر صاحب عقل و تدبير بودند و با يكديگر اجتماع و اتّفاق مىكردند، انسانها را بيچاره مىساختند. چه كسى از عهده شيرها و گرگها و ببرها و پلنگها برمىآيد، اگر با يكديگر همكارى كنند و دستهجمعى به مردم حمله كنند؟ آيا نمىبينى كه چگونه