توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١١٥
ما در ميان هر امّتى، پيامبرى فرستاديم كه خداى يگانه را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد.
و نيز مىفرمايد:
«وَ ما ارْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ الَّا نُوحى الَيْهِ انَّهُ لا الهَ الَّا انَا فَاعْبُدُونِ» «١»
ما هيچ پيامبرى را پيش از تو نفرستاديم، مگر اينكه به او وحى كرديم كه هيچ معبودى جز من نيست؛ پس فقط مرا عبادت كنيد.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«فَبَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً صلى الله عليه و آله بِالْحَقِّ لِيُخْرِجَ عِبادَهُ مِنْ عِبادَةِ الْاوْثانِ الى عِبادَتِهِ وَ مِنْ طاعَةِ الشَّيْطانِ الى طاعَتِهِ» «٢»
پس خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را به حق و راستى برانگيخت تا بندگانش را از پرستش بتها باز دارد و به عبادت و بندگى او وادار نمايد و از پيروى شيطان منع كرده، بهسوى فرمان بردارى او سوق دهد.
توحيد در اطاعت
با پذيرش توحيد و اعتقاد به مراحل قبلى، از ديدگاه انسان موحّد، تنها كسى كه شايستگى و لزوم اطاعت دارد، خداوند است؛ زيرا او يگانه خالق، مالك و حاكم بر جهان و انسان است و هر كس هر چه دارد از او بوده و همگان نيازمند او مىباشند. پس او تنها فرماندهى است كه بايد اطاعت شود و بايد فقط براى كسب رضاى او و امتثال دستوراتش تلاش نمود.
با چنين بينشى، جلب «رضاى مردم» به بهاى «خشم خدا» و «اطاعت مخلوق» به قيمت «معصيت خالق»، نوعى شرك و دور شدن از صراط مستقيم توحيد خالص است.
امام صادق عليه السلام درباره آيات ٨١ و ٨٢ سوره مريم، كه اشاره به عبادت مشركان در برابر اربابانشان دارد، مىفرمايد:
«لَيْسَ الْعِبادَةُ هِىَ السُّجُودُ وَ لَا الرُّكُوعُ، انَّما هِىَ طاعَةُ الرِّجالِ مَنْ اطاعَ الَمخْلُوقَ