توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٤٥
بهوجود خداست- فيضى است از خدا. اين همان معناى مخلوقيت و معلوليت است. «١»
آن شهيد بزرگوار سپس به منطق قرآن در باب حدوث عالم اشاره نموده و نظر قرآن را ناظر به حدوث ذاتى عالم دانسته است. ايشان پس از ردّ عقيده كسانى كه خالق بودن خداوند را منحصر به اول خلقت مىدانند، مىفرمايد:
ما در قرآن، هرگز چنين منطقى را پيدا نمىكنيم. شما در كجاى قرآن پيدا مىكنيد كه خدا يعنى، همان كه روز اول، عالم را خلق كرد؟ در قرآن، خدا خالق است؛ يعنى، همان كه الآن تمام جريانهاى عالم را بهوجود مىآورد. خدا را الآن خالق مىداند؛ يعنى، هميشه خالق مىداند، نه روز اول، نه فقط الآن. خدا آفريننده است به عنوان اينكه همه چيز را هميشه خدا خلق مىكند. از نظر قرآن، فرق نمىكند كه عالم ما از نظر گذشته محدود باشد (يا نباشد) ...
ما مخصوصاً در تعبيرات دعايى درباره خداوند مثلًا، مىگوييم: «يا قَديمَ الْاحْسانَ» قديمَالاحسان يعنى چه؟ يعنى: اى كسى كه هميشه تو نيكوكار بودهاى، هميشه احسان مىكردهاى. احسان خداوند يعنى: خلقت، ايجاد كردن يا به مخلوقات خودش فيض رساندن.
پس هميشه خداوند محسن بوده است .... «٢»
برهان حدوث در روايات
در رواياتى كه درباره اثبات صانع از امامان معصوم عليهم السلام به ما رسيده، به برهان حدوث اشاره شده است. بهعنوان مثال، حضرت على عليه السلام در توصيف خداوند متعال، مىفرمايد:
«الدَّالُّ عَلى قِدَمِهِ بِحُدُوثِ خَلْقِهِ وَ بِحُدُوثِ خَلْقِهِ عَلى وُجُودِهِ ... مُسْتَشْهِدٌ بِحُدُوثِ الْاشْياءِ عَلى ازَلِيَّتِهِ» «٣»
بهوسيله حادث و پديده بودن آفريدههايش بر قديم و هميشگى بودن و نيز بر وجود و هستى