توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٦٩
ازليّت و ابديّت خداوند
از جمله صفات آفريدگار هستى، «ازليّت» و «ابديّت» اوست. اين دو صفت به معناى آن است كه وجود خداوند، نه آغاز دارد و نه پايان. گاهى اين دو صفت را تحت عنوان «سرمدى» بيان مىكنند؛ او هم «اوّل» است و هم «آخر». اول بودن او به اين معناست كه آغاز ندارد، همچنانكه آخر بودنش نيز انتهايى نخواهد داشت. وسعت وجودى او تمامى زمان و قبل از زمان را در برمىگيرد؛ زيرا او مافوق زمان است. قرآن كريم مىفرمايد:
«هُوَ الْاوَّلُ وَالْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَليمٌ» «١»
اول و آخر و پيدا و پنهان اوست و او به هر چيز داناست.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«الَّذي لَيْسَتْ لَهُ فى اوَّلِيَّتِهِ نَهايَةٌ وَ لا فى آخِرِيَّتِهِ حَدٌّ وَ لا غايَةٌ؛ الَّذي لَمْ يَسْبِقْهُ وَقْتٌ وَ لَمْ يَتَقَدَّمَهُ زَمانٌ؛ الْاوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ وَالْآخِرُ بَعْدَ كُلِّ شَىْءٍ بِالْقَهْرِ لَهُ» «٢»
او خدايى است كه نه در اول بودنش نهايت و ابتدايى دارد و نه در آخر بودنش اندازه و پايانى؛ او خدايى است كه نه وقت بر او پيشى جسته و نه زمان بر او تقدّم يافته؛ اول است قبل از هر چيزى و آخر است بعد از هر چيزى، به سبب قهر و سلطه خود بر آن.
از امام صادق عليه السلام درباره معناى «اول و آخر» سؤال شد، فرمود:
او اوّل است كه پيش از او اوّلى نبوده و آغازى بر او سبقت نگرفته و آخرى است كه آخر بودنش پايانى ندارد، آنگونه كه از صفات مخلوقات فهميده مىشود. خدا قديم، اول و آخر است، هميشه بوده و خواهد بود، بدون آغاز و پايان؛ پديد آمدن ب
توحيد از ديدگاه عقل و نقل ١٧٦ ب - كمال الهى ..... ص : ١٧٦
ر او واقع نمىشود و از حالى به حال ديگر تغيير نمىيابد؛ خالق همه چيز است. «٣»
دليل ازليّت و ابديّت خداوند
ذات حقتعالى وجودى است «واجب» كه هرگز هستى از او نفى نمىشود و هستى