توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٨٢
كه در شرايط نامساوى بين آنها فرق گذاشته شود. به عبارت ديگر، تبعيض از ناحيه دهنده و تفاوت، مربوط به گيرنده است. «١»
«لازمه عدل، برابر قرار دادن همه انسانها يا همه اشيا نيست. بهعنوان مثال، معلّم عادل، كسى نيست كه همه شاگردان را- خواه كوشا باشند و خواه تنبل- بهطور يكسان، مورد تشويق و يا توبيخ قرار دهد و يا به همه نمره مساوى بدهد، بلكه عدالت آن است كه به هر كدام آنچه را استحقاق دارد بدهد و در اينگونه موارد، فرق گذاشتن، عين عدالت و فرق نگذاشتن، عين تبعيض و ظلم است.
جهان خلقت مجموعهاى از موجودات متفاوت است كه هر كدام هدف و مأموريت خاصى را تعقيب مىكنند و متناسب با آن، نياز به ابزارها و استعدادهاى خاص دارند.
از اين رو، مقتضاى حكمت و عدل الهى اين است كه جهان را بهگونهاى بيافريند كه بيشترين خير و كمال بر آن مترتب گردد و موجودات مختلف را، كه اجزاى همبسته آن را تشكيل مىدهند، بگونهاى بيافريند كه متناسب با آن هدف نهايى باشد.» «٢»
تفاوت در استعدادها، ذوقها و ساختمان جسمى و روحى افراد جامعه و نيز اختلاف در جهان خلقت، از اتمها گرفته تا منظومهها، كهكشانها، درختها، گياهان و حيوانات، لازمه آفرينش «نظام احسن» است تا هر كدام براى انجام كارى كه خداوند بر دوش او گذارده آمادگى داشته باشد. «٣» قرآن مجيد مىفرمايد:
«اهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَةَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعيشَتَهُمْ فِىالْحَيوةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيّاً» «٤»
آيا آنان رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند؟ ما معيشت آنها را در حيات دنيا در ميانشان تقسيم كرديم و بعضى را بر بعض برترى داديم تا يكديگر را مسخّر سازند (و با هم تعاون نمايند.)