توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٨٣
حضرت على عليه السلام فرمود:
«لا يَزالُ النَّاسُ بِخَيْرٍ ما تَفاوَتُوا فَاذَا اسْتَوَوْا هَلَكُوا» «١»
مردم همواره در مسير خير و خوبى هستند تا وقتى كه تفاوتى در ميانشان باشد. پس هرگاه همه مساوى شوند، هلاك خواهند شد.
٢- ناسازگارى شرور با عدل الهى
چرا در عالم، فنا و نابودى وجود دارد؟ نقصهايى از قبيل عجز، جهل، ضعف و فقر براى چيست؟ چرا آفتها، بلاها و مصيبتهايى كه سبب نيستى و درد و رنج مىشود، وجود دارد، در حالىكه عدالت آن است كه لوازم تكامل موجودات به آنها داده شود؟
پاسخ
براى رسيدن به پاسخ كامل و روشن درباره سؤالات مزبور، بايد نكات زير مورد توجه قرار گيرد:
الف- در تعيين خير و شرّ، نبايد عجولانه قضاوت كرد: ملاك خير يا شرّ بودن چيزى نبايد تشخيص ابتدايى عقل ما باشد كه اگر موافق ميل ما بود، خير و اگر برخلاف طبع ما بود، آن را شرّ بدانيم؛ زيرا چهبسا وجود برخى چيزها با نظر سطحى، شرّ جلوه كند اما پس از دقّت عقل و بررسى آثار و خصوصيات آن، پى ببريم كه خير است. تمامى اسرار هستى براى بشر كشف نشده و دانستنىهاى او محدود است. از اين رو، عقل بشر نمىتواند احاطه كاملى به تمامى ابعاد موضوع حكم خود پيدا كند و حكم قطعى صادر نمايد. به عنوان نمونه، تحمّل مشكلات جنگ و كشته و زخمىشدن ممكن است در نظر ابتدايى، شرّ محسوب گردد و بهرهگيرى از مال و ثروت و لذّتهاى دنيايى، خير شمرده شود، اما با تفكّر بيشتر، روشن مىشود كه كاميابى موقّت در صورتىكه عواقب خطرناك داشته باشد، خير نيست و ناكامى موقّت نيز در صورتى كه فرجام نيك و سازنده داشته باشد، شرّ بهحساب نمىآيد. قرآن مجيد مىفرمايد:
«كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ وَ هُوَ كُرْهٌ لَكُمْ وَ عَسى انْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَ