توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٠
بهگونهاى از او تشكر و قدردانى كند. با توجه به همين روحيه، وقتى انسان متوجه مىشود كه كسى همه نعمتهاى دنيوى را در اختيار او قرار داده، علاقهمند مىگردد او را بشناسد، در برابرش كرنش و تعظيم نمايد و سپاس خود را به او ابراز كند. پس داشتن اين روحيه- كه بهطور فطرى، در همه انسانها وجود دارد- همگان را به تلاش در راه شناخت منعم ملزم مىكند؛ زيرا پس از مرحله شناخت است كه امكان قدردانى و تشكر ميسّر مىشود.
٣- جلب منفعت و دفع ضرر محتمل
هر موجود با شعورى، در پى جلب منفعت و دفع ضرر از خود است. وجود اين خصلت در انسانها از يك سو، آنان را وا مىدارد تا به كار و تلاش مضاعف بپردازند و از سوى ديگر، براى دفع ضررهاى احتمالى فكر كنند و راههاى ضرر را مسدود سازند.
با دقت در گذشته تاريخ و زمان حال، معلوم مىشود كه هميشه رهبران الهى وجود داشتهاند تا انسانها را به ايمان به مبدأ فراخوانند، و تذكر دهند كه در صورت شناخت خدا و ايمان به او، به فلاح و رستگارى مىرسند و در صورت اعراض و انكار او، به عذابى سخت دچار مىشوند. بدين روى، براى هر انسان صلاح انديشى اثبات مىشود كه بايد در اين زمينه به تحقيق بپردازد تا در اثر غفلت و بىتوجهى، اين سود عظيم را از دست ندهد و گرفتار عذاب آخرت نگردد. در اينگونه موارد پراهميت، حتى احتمال وجود ضرر نيز- به دليل بزرگ بودن ضرر- كافى است كه انسان را به تلاش و كوشش وادارد.
البته بايد توجه داشت كه عوامل مزبور انسان را تا مرحله شناخت اجمالى به پيش خواهد بُرد و شناخت تفصيلى خدا نيازمند عنصر ديگرى است كه بايد به اين عوامل ضميمه شود و آن، عنصر محبّت و عشق به خداست كه البته آن هم با توجه به همين سه عامل و عمل به مقتضاى آنها در انسانها بهوجود مىآيد.
اهميت شناخت خدا
براى روشن شدن اهميت شناخت خدا، علاوه بر سه عامل مزبور، بايد توجه داشت