توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٢٨
مىتوان توصيف نمود؛ زيرا صفت يا قبيح است و يا حَسَن. صفت قبيح در خدا راه ندارد و صفتى نيز كه در آن معناى حُسن و كمال نهفته باشد، ولى با حكايتِ از نقص، نياز و محدوديت همراه باشد لايق ذات اقدس الهى نيست. پس بايد اسماء و صفات او احسن اسما و صفات باشد كه دلالت بر معناى كمالى نموده و هيچ جنبه نقص و عدمى در آن راه نداشته باشد.
٢- موجودات هستى؛ آيينه صفات الهى
راه دوم براى شناخت صفات الهى آن است كه موجودات هستى بهعنوان آيينه صفات الهى قرار گيرند؛ بدين بيان كه خداوند متعال علت هستىبخش جهان بوده و تمامى موجودات، اصل وجود و كمالات وجودى خود را از او دريافت كردهاند و محال است كه عطا كننده يك كمال، خود فاقد آن باشد. و از آنجا كه يك سلسله كمالات از قبيل علم، قدرت، حيات و اراده در مخلوقات ديده مىشود، اين نشانگر آن است كه در اصل، مبدأ آنها داراى آن كمالات مىباشد؛ زيرا ممكن نيست كسى كه حيات را مىآفريند و يا به مخلوقات عالم علم و قدرت مىبخشد، خودش فاقد حيات و يا جاهل و ناتوان باشد. «١»
«الا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطيفُ الْخَبيرُ» «٢»
آيا آن كسى كه موجودات را آفريده از حال آنها آگاه نيست در حالىكه او (از اسرار دقيق) با خبر و آگاه است؟!
٣- صفات الهى در آينه وحى و كلام معصومان عليهم السلام
راه ديگر براى شناخت اسما و صفات الهى، قرآن كريم و سخنان معصومان عليهم السلام مىباشد كه اسما و صفات خدا را ذكر نمودهاند.
اين راه از آن جهت مىتواند راهنماى انسان در شناخت صفات الهى قرار گيرد كه