توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٠٩
شدايد و مصايب، تنها دست نياز به درگاه او دراز نمايد و نهتنها در سختىها و گرفتارىها، بلكه در هر حال، تنها از او استعانت بجويد؛ چراكه تمامى موجودات عالم غير از ذات مقدس پروردگار، محتاج و نيازمندند و بديهى است كه فقير نمىتواند فقر ديگرى را برطرف سازد. انسان وقتى به ارزيابى توان و سرمايههاى خويش مىپردازد و آنرا با نيازها و خواستههاى خود مقايسه مىكند، احساس فقر و كمبود مىنمايد. در برابر هزاران خطر، تكيه بر سلامتى، جوانى، قدرت، ثروت، دانش و مهارت نيز كارساز نيست و چهبسا فقر و بيمارى به سراغ آدمى آيد و با خفّت و خوارى او را از ميان ببرد.
انسان نمىتواند در سايه قدرت و امكانات ديگران نيز بيارامد، زيرا اعتماد بر ديگران نيز تكيه بر پناهگاههاى موقّت است. ديگران گاهى دولتها هستند كه در جهان دموكراسى با يك استيضاح و در دنياى استبداد، با يك كودتا سقوط مىكنند و چه بسيار شركتها كه گاهى در يك لحظه ورشكست مىشوند و چهبسا شخصيتها كه صبح بر سرِ مِهرند و عصر بر سر خشم. قرآن كريم در اين زمينه تعبير زيبايى دارد:
«مَثَلُ الَّذينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ اوْلِياءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَ انَّ اوْ هَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» «١»
مَثَل آنانكه جز خدا دوستان و سرپرستانى گرفتند، همچون عنكبوت است كه (براى مقابله با خطر) خانهاى ساخته است. و همانا سستترين خانهها خانه عنكبوت است، اگر مىدانستند.
فكر دورانديش و قلب ناآرام انسان زمانى آرامش مىيابد كه تكيهگاه و نقطه اعتمادى پايدار و مهربان بيابد. او مىبيند هستى تمام موجودات و بقاى آنها، همه مربوط به ذات حضرت حق است و ما سواى او هيچاند حتى قدرت و اختيارى را نيز كه خداوند به گروهى از مخلوقات بخشيده، در برابر قدرت و عظمت او، به هيچ نمىتوان گرفت. پس ديگران در نظر او، زوالپذير و فاقد قدرت مىنمايند و قدرت را منحصر در ذات مقدس الهى مىبينند بنابراين، موجوداتى كه خود هيچ ندارند و حتى قادر به نگهدارى خويشتن نمىباشند، قابل اعتماد و ستايش نيستند و نمىتوان آنها را تكيهگاه خود قرار داد. تنها