توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٩٢
اگر خداوند، تمام مردم را مطيع مىآفريد (كه به صورت جبرى اطاعت كنند و قدرت بر گناه نداشته باشند)، ديگر استحقاق ثواب نداشتند؛ زيرا در اين صورت، طاعت و عبادتى كه كردهاند، كار آنان نبود و (در نتيجه،) ديگر بهشت و جهنّمى هم در كار نبود. ليكن خدا مردم را آفريده، آنان را به اطاعت خود امر نموده، از معصيت خويش نهى كرده، به وسيله پيامبران، حجّت را بر آنان تمام كرده و با فرستادن كتابهاى آسمانى، راه عذر آنان را بسته است تا آنها با آزادى، اطاعت و معصيت كنند و در نتيجه اطاعتشان از فرمانهاى الهى، استحقاق ثواب پيدا نمايند و بر اثر نافرمانيشان از او، سزاوار عقاب گردند.
سؤال كننده از آن حضرت پرسيد پس عمل صالحى كه از سوى بنده انجام مىشود، كار خود او و عمل شرّى كه از او سر مىزند، فعل خود وى مىباشد؟ امام عليه السلام فرمود:
بنده عمل صالح انجام مىدهد، در حالىكه خدا نيز او را به آن امر كرده و عمل شرّ از او صادر مىشود، در حالىكه خدا او را از آن نهى كرده است.
سؤال كننده پرسيد: كارى كه بنده انجام مىدهد، آيا با ابزارى نيست كه خدا در وجود او قرار داده است؟
امام عليه السلام فرمود:
بلى، ليكن با همان ابزار و وسائلى كه كار خير انجام مىدهد، قادر به انجام كار شرّى است كه خدا او را از انجام آن نهى كرده است.
از آن حضرت سؤال كرد: آيا بنده در انجام كارها نقشى برعهده دارد؟
امام عليه السلام فرمود:
خداوند بندهاش را از هيچ چيز نهى نكرده، مگر آنكه مىداند كه او توان ترك آن را دارد و او را به هيچ چيز امر نكرده، مگر آنكه مىداند كه او توان انجام آن را دارد؛ زيرا ستم، كار بيهوده، ظلم و تكليف كردن بندگان به آنچه در حدّ طاقت و توان آنها نيست، از صفات خدا نمىباشد. «١»
د- اراده انسان در طول اراده خداست: براساس بينش صحيح اسلامى، كه از قرآن و سخنان پيشوايان دين الهام گرفته است، آنچه در حوادث جهان و افعال انسان دخالت