توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٨٧
يَقْنَطُونَ» «١»
و هنگامى كه رحمتى به مردم بچشانيم، از آن خوشحال مىشوند و هرگاه رنج و مصيبتى به واسطه اعمالى كه انجام دادهاند به آنان برسد، ناگهان مأيوس مىشوند.
د- مرگ، تولّدى ديگر؛ نكتهاى كه در مورد مرگ بايد مورد توجه قرار گيرد، اين است كه مرگ، فنا و نيستى نيست، بلكه تحوّل و انتقال از جهانى به جهان ديگر و گسترش حيات است. مرگ، پايان بخشى از زندگى انسان و آغاز مرحلهاى نوين از زندگى او و تولّدى دوباره است و در آن جهان، براساس افكار، اخلاق و اعمالى كه در اين دنيا كسب كرده، در نعمت جاودانى و يا عذاب ابدى خواهد بود.
قرآن كريم عالم آخرت را جهانى سراپا حيات و زندگى مىنامد و مىفرمايد:
«وَ انَّ الدَّارَ الْاخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» «٢»
سراى آخرت، عين زندگى و حيات حقيقى است، اگر بدانند.
امام حسن مجتبى عليه السلام در پاسخ به سؤال از حقيقت مرگ، فرمود:
مرگ، بزرگترين سرور و شادمانى است كه بر مؤمنان وارد مىشود، آنگاه كه از خانهاى كه پر از رنج و سختى است، به نعمتهاى ابدى الهى منتقل مىشوند و بزرگترين هلاكت و بدبختى است كه بر كافران وارد مىشود، آنگاه كه از بهشتشان به آتشى كه نابود نمىشود و تمامى ندارد، انتقال مىيابند.