توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٨٧
توحيد صفاتى
يكى ديگر از درجات و مراتب توحيد، «توحيد صفاتى» است. توحيد صفاتى يعنى، اعتقاد به اينكه صفات خداوند عين ذات او و عين يكديگرند. و همانگونه كه ذات او ازلى و ابدى است، صفات ذاتى او همچون علم و قدرت نيز ازلى و ابدى مىباشد و اينچنين نيست كه اين صفات، زايد بر ذاتش بوده و جنبه عارض و معروض داشته باشد، بلكه عين ذات اوست. بهطور مثال، اگر مىگوييم خدا عالم است، به اين معنا نيست كه علم خدا بر ذاتش عارض شده، بلكه به اين معناست كه خدا عين علم است، اما درباره موجودى مانند انسان، صفات علم و قدرت، خارج از ذات و حقيقت وجود او مىباشد؛ زيرا در زمانى فاقد اين صفات و در زمانى ديگر واجد آنها مىشود. از سوى ديگر، صفات خدا نيز از يكديگر جدا نبوده، بلكه هر يك از صفات او عين ديگرى است؛ يعنى، حقيقت علم او غير از قدرتش نيست، بلكه سراسر وجود او علم و قدرت و ديگر صفات ذاتى او مىباشد و تمام صفات او عين يكديگرند. قرآن كريم در مقام بيان تنزيه خداوند از هرگونه توصيف شركآلود مىفرمايد:
«سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ» «١»
منزّه است پروردگارت؛ پروردگار با عزّت (و قدرت)، از توصيفهايى كه آنان مىكنند.
ابوبصير مىگويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَبُّنا وَالْعِلْمُ ذاتُهُ وَ لا مَعْلُومَ وَالسَّمْعُ ذاتُهُ وَ لا مَسْمُوعَ وَالْبَصَرُ ذاتُهُ وَ لا مُبْصَرَ وَالْقُدْرَةُ ذاتُهُ وَ لا مَقْدُورَ ...» «٢»
پيوسته خداى ما عالم و علم او عين ذاتش بوده، با اينكه معلومى (جهان) نبود و شنوايى و