توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢٩
شايان ذكر است كه فايدههايى كه در اين بحث، براى شناخت برشمرده شده، درباره شناختى است كه اولًا از حد اجمال گذشته و عميق باشد. ثانياً، هركس پس از شناخت، خود تسليم يافتههايش شده و ملزم به لوازمى باشد كه در اثر اين شناخت بايد بدانها پاىبند گردد، و گرنه افراد فراوانى بودهاند كه پس از شناخت خدا و اعتراف به وجود او، به دليل عناد و لجاج، از شناختشان بهرهاى نبرده و از حق دورتر شدهاند. در حقيقت، شناخت آنان نهتنها فايدهاى برايشان در بر نداشته، بلكه سبب اتمام حجت عليه خودشان شده است.
ب- موانع شناخت خدا
خداى متعال با قدرت و حكمت خويش، دقيقترين نظام ممكن را در بين موجودات آن- از كوچكترين ذرّه گرفته تا بزرگترين كهكشانها- بهوجود آورده است. دقّت در نظم شگفتانگيز جهان خلقت، تناسب موجودات آن با همديگر، و رازها و عجايب فراوان در ميان موجودات سبب گشته تا هر انسان عاقلى به وجود خداوند اقرار كند.
وجود اين خصوصيات بهگونهاى است كه هر چه انسان درباره آنها بيشتر فكر كند، وجود خدا را بيشتر احساس مىنمايد و گويا در هر لحظه، وجودش را همراه موجودات حس مىكند. با اين وجود، برخى از انسانها در شناخت خالق هستى به انحراف و خطا افتاده و يا دچار شك و ترديد شدهاند. گاهى نيز خدايان باطل را به جاى خداى حقيقى برگزيده و به عبادت آنها پرداختهاند. سبب اين انحراف، موانعى بوده كه در راه شناخت اينگونه افراد پديد آمده و چون نتوانستهاند ابرهاى ضلالت را كنار بزنند، از شناخت آفتاب حقيقت محروم ماندهاند. در اين قسمت از درس، به معرفى تعدادى از اهمّ اين موانع مىپردازيم:
١- حسگرايى
يكى از مشكلات اساسى منكران خدا انس به محسوسات است چون از آن هنگام كه چشم باز كردهاند با جهان مادّى روبرو بوده و با آن انس گرفتهاند، گمان مىبرند كه همه