توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ٢١
كه شناخت خداوند ريشه همه مسائل دينى و مذهبى است. خداشناسى اساس ديانت و دينباورى است. بدون وجود اين اصل، جايى براى طرح ديگر مسائل مذهبى باقى نمىماند؛ زيرا توحيد به منزله تنه نيرومند درخت دين و ساير مباحث مذهبى به منزله شاخ و برگهاى آن است. حضرت على عليه السلام در تعبير زيباى خويش، شناخت خداوند را آغاز و ريشه دين دانسته، مىفرمايد:
«اوَّلُ الدّينِ مَعْرِفَتُهُ» «١»
سرآغاز دين، شناخت خداست.
ارزشهاى اخلاقى در جامعه و رفتار افراد نيز در صورتى كه مبتنى بر اصل توحيد باشد، معنا پيدا مىكند و ضمانت اجرايى مىيابد، و گرنه در بين كسانى كه معتقد به توحيد نباشند، اصول اخلاقى معنا و مفهوم صحيحى ندارد و رعايت آداب و اصول اخلاقى بدون ضمانت است.
البته اهميت تفصيلى شناخت خدا براى ما انسانها زمانى روشنتر مىشود كه توجه به ميزان ربط وجودى خود با خداوند داشته باشيم؛ يعنى، توجه كنيم كه ابتدا با اراده و خلقت او پا به عرصه وجود گذاشتهايم و اكنون نيز قوام وجودى ما به اوست. اوست كه قيّوم همه موجودات است و در پايان حيات دنيويمان نيز به سوى او باز مىگرديم. پس او خالق و نعمت دهنده به ما و مبدأ و مرجع وجود ماست. ما در هر حال و هر لحظه، به او وابستهايم. اين وابستگى وجودى انسان به خداى متعال، اهميت شناخت حق تعالى را براى انسان آشكار مىسازد.
فضيلت شناخت خدا
ميزان ارزش و فضيلت هر شناخت به قدر ارزش و فضيلت موضوع آن است؛ يعنى، شناخت موضوعات كوچك و كمفايده از اهميت و فضيلت كم و معرفت موضوعات بزرگ و مهم از اهميت و فضيلت بسيار برخوردار است. به همين دليل، چون موضوع