توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٩٣
دارد، هم علّتها و اسباب نزديك و هم اراده خداوند است كه علّةالعلل مىباشد. نكته اصلى در پاسخ اشكال مزبور، كه روشنگر رابطه تقدير الهى با آزادى اراده انسان مىباشد، همين است كه به توضيح بيشتر آن مىپردازيم:
آيات قرآن، بيانگر اصل توحيد در خالقيّت است، ولى نه بدين معنا كه خداوند به صورت مستقيم و بدون واسطه، هر پديدهاى را بدون سبب و علّتى پديد آورد، بلكه بدين معنا كه جهان آفرينش، همه متّكى بر نظام علت و معلول و اسباب و مسبّبات است و گاهى براى تحقّق يافتن يك پديده، اسباب متعدد و بىشمارى لازم است، اما مجموع نظام علتها و معلولها وابسته به وجود خداوند بوده و لحظهاى از او بىنياز نيستند.
بنابراين، خالق اصيل، مستقل و قايم به ذات، يكى بيش نيست و اگر مخلوقات او دست به تأثير و آفرينش بزنند، پيوسته به اذن و فيض مستمرّ او صورت مىگيرد. «١»
قضا و قدر الهى بدين معناست كه خداوند در عالم، قوانينى دارد و اداره امور جهان براساس سلسله علتها و معلولها و قوانين جهان آفرينش است و هيچ حادثه طبيعى بدون علت طبيعى رخ نمىدهد. يكى از چيزهايى كه جزو قضا و قدر الهى است، اينكه انسان موجودى مختار و با اراده است، ولى تأثير اراده انسان در افعال او در طول اراده خداست؛ زيرا وجود انسان و اراده او وابسته به اراده خدا مىباشد؛ يعنى، ما مختاريم، ولى مختار بودنمان نيز به اراده خداست و هرگاه بخواهد، مىتواند ازما سلب اختيار كند.
اين همان پذيرش مكتب «امر بينالامرين» و بطلان دو نظريه «جبر» و «تفويض» است كه پيش از اين به اثبات رسيد. «٢»
مفضّل از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه فرمود:
نه جبر است و نه تفويض، بلكه امر ميان دو امر است.
عرض كردم معنى امر بين دو امر چيست؟ فرمود:
مثل اين است كه كسى را در حال انجام گناه مشاهده نمايى و او را از اين عمل نهى كنى، ولى او اعتنايى نكند و تو نيز او را به حال خود واگذارى تا آن گناه را انجام دهد. در اين صورت، تو