توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٨٤
عَسى انْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» «١»
جهاد در راه خدا بر شما مقرّر شد، درحالىكه برايتان ناخوشايند است. چهبسا چيزى را خوش نداشته باشيد، حالآنكه خير شما در آن است و يا چيزى را دوست داشته باشيد، حال آنكه شرّ شما در آن است. و خدا مىداند و شما نمىدانيد.
حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«وَ ما شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّةُ وَ ما خَيْرٌ بِخَيْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ وَ كُلُّ نَعيمٍ دُونَ الْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاءٍ دُونَ النَّارِ عافِيَةٌ» «٢»
شرّى كه پس از آن بهشت باشد، شرّ نيست و خيرى كه پس از آن آتش دوزخ باشد، خير نمىباشد. هرنعمتى جز بهشت حقير و ناچيز است و هر بلايى جز آتش دوزخ عافيت مى باشد.
بنا براين، هر حادثه و پديدهاى كه از خالق حكيم صادر مى شود، نيك است و اگر بر خلاف ميل و رضاى ما بود يا اسرار آن را نيافتيم، نمى توانيم به شرّ بودن آن حكم كنيم. «٣»
ب- شرّ مطلق وجود ندارد: خير و شرّ بودن يك موجود يا يك حادثه نسبى است.
ممكن است چيزى براى كسى خير و براى ديگرى شرّ باشد، يا براى تمام انسانها خير و نسبت بهنوعى از حيوانات، شرّ باشد.
اعتقاد ما بر اين است كه در جهان، چيزى كه «شرّ مطلق» بوده و هيچ خيرى در آن نباشد، وجود ندارد. به هر حال، براى داورى نهايى، بايد مجموعه آثار هر پديده را در كلّ جهان و در مجموعه محيط ها و زمانهاى گذشته، حال و آينده در نظر بگيريم.
با توجه به نسبى بودن خير و شرّ و نيز تأثير متقابلى كه اشيا در يكديگر دارند، بسيار اتّفاق مىافتد حوادث و پديدههايى كه بهظاهر در شمار شرور هستند، سرچشمه خيرها و بركتهاى گوناگونى باشند؛ زيرا بسيارى از زشتىها، مقدمه وجود زيبايىها بوده و چهبسيار گرفتارىها و مصيبتها كه نيكبختىها و سعادتها بههمراه داشته و بسيارى از