توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٧٧
«وَ قَدْ عَلِمْتُ انَّهُ لَيْسَ في حُكْمِكَ ظُلْمٌ ... وَ انَّما يَحْتاجُ الَى الظُّلْمِ الضَّعيفُ وَ قَدْ تَعالَيْتَ يا الهى عَنْ ذلِكَ عُلُوّاً كَبيراً» «١»
من مىدانم كه در حكم تو ظلم راه ندارد؛ زيرا ضعيف، نيازمند به ستم است و تو برتر و بلندمرتبهتر از آن هستى كه به كسى ستم روا دارى.
جلوههاى عدل الهى
آنچه بهعنوان مفهوم «عدل الهى» بيان شد داراى ابعاد، مصداقها و جلوههاى گوناگونى است كه به ذكر برخى از آنها مىپردازيم:
الف- عدل تكوينى
«عدل تكوينى» يعنى اينكه خداوند اساس جهان خلقت را بر پايه عدل بنا كرده و به تمام موجودات- از وجود و كمال وجود- آنچه را ظرفيت، صلاحيت و استحقاق داشتهاند عطا كرده است. هر جزئى از اجزاى جهان خلقت، در جاى خود به كار رفته و براساس نظم و حساب معيّن، در هر چيز، از هر مادهاى بهقدر لازم، استفاده شده و ساختمان جهان بهصورت موزون و متعادل بنا گرديده و هرچيز بهجاى خويش نيكوست.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«وَ مَا اللَّهُ يُريدُ ظُلْماً لِلْعالَمينَ» «٢»
و خداوند [هيچگاه] ستمى براى جهانيان نمىخواهد.
منظور از «عالمين» موجودات جهان خقلت است حالا يا منظور موجودات عاقلى است كه در عالم هستند اعم از ملائكه، جن و انس و يا اين استعمال از باب غلبه داشتن موجودات عاقل است كه در اين صورت اين لفظ شامل همه موجودات مىشود چه عاقل و چه غير عاقل مثل حيوانات و جمادات و نباتات. «٣»