توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٧٥
ذات حق، مظهر عدل مطلق
ذات اقدس الهى، مظهر كامل عدالت است و نسبت به هيچ موجودى كمترين ظلمى روا نمىدارد.
قرآن مجيد مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ» «١»
خداوند حتى به اندازه سنگينى ذرّهاى ستم نمىكند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
«هُوَ ... عَدْلٌ لَيْسَ فيهِ جَوْرٌ وَ حَقٌّ لَيْسَ فيهِ باطِلٌ» «٢»
او عدل (مطلق) است كه هيچ ستمى در او راه ندارد و حقّى است كه هيچ باطلى در او نيست.
دلايل عدل الهى
الف- حكمت الهى
«حكمت» بهمعناى غايت و هدف داشتن جهان هستى است و اينكه نظام آفرينش، نيكوترين نظام ممكن بوده و هر موجودى كه اراده الهى بر ايجاد آن تعلّق مىگيرد، براى اين است كه بيشترين خير و كمال بر او حاصل شود.
لازمه حكمت و هدفدارى موجودات اين است كه خداوند به هر موجودى آنچه را استحقاق و شايستگى دارد و براى رسيدن به هدف از آفرينش خود- كه دستيابى به كمال و خير بيشتر است- بدان نيازمند مىباشد، بدهد. اين همان معناى عدالت است كه در گذشته، بيان شد. در مقابل آن، «ظلم» است كه بهمعناى فروگذار كردن كمال و خير از موجودى است كه استحقاق آن را دارد. ظلم از حكيم، قبيح بوده و در خور ملامت و سرزنش است، زيرا موجب نقض غرض مىشود، همچنان كه عدالت، نشانه حكمت و