توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٥٤
كه مرگ و حيات موجودات و چرخش و گردش نظام آفرينش براساس آنها در حال انجام است، همچنين اداره كارهاى انسانها و جوامع بشرى نيز براساس اصول و سنّتهاى تغيير ناپذير الهى و مطابق با مصلحت و حكمتى مىباشد كه خداوند در هميشه تاريخ درباره افراد و اقوام به اجرا درآوردهاست.
از اين رو، آنچه در تاريخ بشريّت واقع شده و مىشود، از شكست و پيروزى، سعادت و شقاوت، عزّت و ذلّت، و نجات و هلاكت، همه بر اساس اراده و قدرت مطلق خداوند و اجراى سنّتهاى الهى بوده است. قرآن كريم در آيات متعدد، به اين موضوع اشاره كرده و هرگونه تغيير و تحوّل در سرنوشت ملّتها، دفع ضرر و رساندن خير، يارى پيامبران و بندگان صالح و شكست كافران و ستمگران را جزو دايره گسترده قدرت الهى و جلوهاى ديگر از شمول و عموميت آن مىداند. قرآن كريم مىفرمايد:
«قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ انَّكَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ» «١»
بگو بار الها، مالك حكومتها تويى، تو هستى كه به هر كس بخواهى حكومت مىبخشى و از هر كس بخواهى حكومت را مىگيرى، هر كس را بخواهى عزّت مىدهى و هر كس را بخواهى ذليل مىگردانى، تمام خوبىها بهدست توست؛ زيرا تو بر همه چيز قادرى. «٢»
عدم تعلّق قدرت خدا بر محال ذاتى
برخى از مادّيين و ديگران سؤالاتى درباره «قدرت نامحدود خداوند» مطرح كرده، آنها را دليلى بر محدود بودن قدرت خداوند دانسته و عموميت آن را مورد ترديد قرار دادهاند؛ مثلًا، مىگويند: آيا خدا مىتواند موجودى همانند خودش بسازد؟ اگر بگوييد مىتواند، پس تصوّر خدايان ممكن است و اين با يگانگى خداوند سازگارى ندارد. و اگر