توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٥٣
معرفتش راهنمايى كند. «١»
ب- حيات و مرگ موجودات
آفرينش حيات و مرگ موجودات، جلوهاى ديگر از قدرت مطلق پروردگار است؛ زيرا با گذشت هزاران سال، هنوز بشر نتوانسته است قوانين حاكم بر حيات و چگونگى آفرينش يك سلول زنده از موجودات بىجان را درك نمايد و در فهم اسرار ساختمان وجود آن سرگردان مانده است. اين كارى است كه پيوسته و هر لحظه، تنها با اراده و قدرت بىپايان الهى در حال انجام مىباشد. قرآن كريم مىفرمايد:
«لَهُ مُلْكُ السَّمَواتِ وَالْارْضِ يُحْيى وَ يُميتُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ» «٢»
مالكيت آسمانها و زمين از آن اوست. او همواره زنده مىكند و مىميراند و بر همه چيز قادر است.
نكته قابل توجه اين كه اطلاق جمله «يُحْيي وَ يُميتُ» نه تنها شامل حيات و مرگ انسان در اين جهان مىشود، بلكه شامل هرگونه حيات و مرگ، از عالم فرشتگان تا موجودات زنده ديگر و حيوانات و گياهان، و نهتنها حيات دنيا كه حيات برزخى و رستاخيز نيز مىشود. آرى، حيات و مرگ در هر شكلش، به دست قدرت اوست. «٣»
ج- دگرگونى اقوام و ملتها
از آنجا كه خداوند، خالق و مالك مطلق جهان است و سراسر هستى در اصل وجود و ادامه حياتِ لحظه به لحظه خود، وابسته و نيازمند به اويند، حاكميّت مطلق، تدبير امور و تعيين سرنوشت همه موجودات نيز به دست اوست و هر چه به هر كس برسد، به اراده و قدرت او مىباشد و هيچكس را توان ايستادن در برابر او نيست.
از سوى ديگر، همانگونه كه خداوند براساس حكمت خود در تدبير و اداره امور جهان خلقت و عالم تكوين، يك سلسله قوانين و مقرّرات دايمى و غير قابل تغيير دارد،