توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٤٢
موجودات و تمام حوادث و پديدهها بدون هيچ واسطهاى احاطه كامل دارد، به ذات خود نيز علم دارد؛ زيرا ذات مقدس الهى مجرّد و غير مادّى است و هر موجود مجرّد، به ذات خود علم دارد؛ بهعبارت ديگر، آگاهى از خود، از لوازم وجود مجرّد است، چنانچه داشتن شكل و ابعاد از لوازم وجود جسمانى است. و علم، چيزى جز حضور يك شىء نزد شىء ديگر نيست. پس او به علم حضورى، عالم به خويش است و علم او همچون ديگر صفاتش، عين ذاتش مىباشد. «١»
محمد بن سنان از امام رضا عليه السلام سؤال كرد:
«هَلْ كانَ اللَّهُ عارِفاً بِنَفْسِهِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَ الْخَلْقَ؟ قالَ: نَعَمْ.»
آيا خداوند پيش از آفرينش مخلوقات، نسبت به ذات خود داراى معرفت بوده است؟ امام عليه السلام فرمود: آرى.
ب- علم به موجودات، قبل از آفرينش
علم، مفهومى است كه با توجه به نوعى از كمال، از ذات الهى انتزاع مىشود و عين ذات اوست. از اين رو، براى ذاتى كه همهجا حضور دارد و ازل و ابد را فراگرفته، گذشته و حال و آينده معنا ندارد و همه حوادث جهان در طول زمان نزد او حاضرند و او به همه حوادث و موجودات، قبل از وجود خارجى آنها نيز احاطه دارد.
يكى از ياران امام على بن موسىالرّضا عليه السلام نامهاى خدمت آن حضرت نوشت و در آن سؤال كرد كه آيا خداوند عزّوجلّ، قبل از آفرينش موجودات، نسبت به آنها علم دارد يا اينكه قبل از آفرينش و اراده خلقت و تكوين آنها، نسبت به آنها علم ندارد و آنگاه كه خلق كرد و ايجاد نمود، به آنها علم پيدا مىكند؟ امام عليه السلام به خط خود چنين نوشتند:
«لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عالِماً بِالْاشْياءِ قَبْلَ انْ يَخْلُقَ الْاشْياءَ كَعِلْمِهِ بِالْاشْياءِ بَعْدَ ما خَلَقَ الْاشْياءَ» «٢»
خداوند، هميشه به موجودات عالم بوده، قبل از آنكه آنها را بيافريند همانند علم او به اشيا