توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٣١
وجود نداشته است و شنيدن عين ذاتش بوده و حال آنكه شنيدنىاى نبوده و بينايى عين ذاتش بوده، در حالى كه ديدنىاى نبوده و قدرت عين ذاتش بوده و حال آنكه چيزى كه متعلَّق قدرت باشد، وجود نداشته است.
تعداد صفات خدا
ذات خداوند وجودى نامحدود و نامتناهى است كه داراى تمام كمالات بوده و بهدور از هرگونه نقصى است، نه كمالاتش پايانى دارد و نه افعال و مصنوعاتش نهايتى، و صفات چنين موجودى در عقل و وهم نمىگنجد. از اين رو، آنچه دانشمندان عقايد به عنوان تعداد معيّنى صفات ثبوتى و تعداد معيّنى صفات سلبى برشمردهاند، به عنوان معرّفى اصول و ريشههاى صفات خداست كه هر كدام داراى شاخههايى نيز مىباشد، و گرنه صفات او از شماره بيرون است. حضرت على عليه السلام مىفرمايد:
«الَّذي لا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لا يَنالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ، الَّذى لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لا نَعْتٌ مَوْجُودٌ» «١»
خداوندى كه حقيقت او را صاحبان همّتهاى بلند درك نمىكنند و نهايت زيركىها و هوشها به او دست نمىيابد، خدايى كه صفتشرا نهايتى نيست و نه خود او را صفتى است ثابت (كه در آن منحصر گردد.)