توحيد از ديدگاه عقل و نقل - كريمی، جعفر؛ فرقانی، قدرت الله - الصفحة ١٣٠
اين نهايت حق خدا بر توست.
اقسام صفات خدا
دانشمندان الهى صفات خدا را به دو دسته تقسيم مىكند: صفات كماليهاى كه ذات خدا آنها را داراست و بدانها متّصف مىشود و صفاتى كه جنبه نقص و محدوديت دارد و خداوند از آنها پاك و منزّه است. قسم اول را «صفات ثبوتى» يا «صفات جمال» و قسم دوم را «صفات سلبى» يا «صفات جلال» مىنامند. امام صادق عليه السلام در بيان برخى از صفات جلال الهى مىفرمايد:
«انَّ اللَّهَ تَعالى لا يُوصَفُ بِزَمانٍ وَ لا مَكانٍ وَ لا حَرَكَةٍ وَ لَا انْتِقالٍ وَ لا سُكُونٍ، بَلْ هُوَ خالِقُ الزَّمانِ وَ الْمَكانِ وَالْحَرَكَةِ وَالْانْتِقالِ» «١»
خداوند تبارك و تعالى نه به زبان قابل توصيف است و نه به مكان و نه به حركت و نه انتقال (از جايى بهجاى ديگر) و نه سك
توحيد از ديدگاه عقل و نقل ١٣٥ اسماى حسناى الهى و تعداد آنها ..... ص : ١٣٥
ون (در محلّى)، بلكه او خالق زمان و مكان و حركت و انتقال است.
در يك تقسيم ديگر، صفات ثبوتى خدا را نيز به «صفات ذات» و «صفات فعل» تقسيم كردهاند. صفات ذات، صفاتى است كه عقل انسان در توصيف ذات خداوند به آنها، نياز به توجه به چيز ديگرى جز ذات او ندارد؛ مانند: علم، قدرت، حيات، سمع و بصر. و صفات فعل، صفاتى است كه از رابطه بين خدا و فعلاش انتزاع مىگردد؛ مانند:
عدالت، حكمت، خالقيّت و رازقيّت. براى مثال، اتصاف خدا به رازقيّت پس از آن است كه خدا مخلوقاتى داشته و به آنها روزى داده است. عقل با ملاحظه ذات او و روزى دادن- كه فعل خداست- او را به رازقيّت متّصف مىكند.
ابىبصير از امامصادق عليه السلام در بيان برخىاز صفات ذات الهى، نقل نمودهاست كه فرمود:
«لَمْ يَزَلِ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ رَبُّنا وَالْعِلْمُ ذاتُهُ وَ لا مَعْلُومَ وَالسَّمْعُ ذاتُهُ وَ لا مَسْمُوعَ وَالْبَصَرُ ذاتُهُ وَ لا مُبْصَرَ وَالْقُدْرَةُ ذاتُهُ وَ لا مَقْدُورَ» «٢»
خداى عزّوجلّ از ازل پروردگار ماست، در حالى كه علم عين ذاتش بوده، آنگاه كه معلومى