جغرافياى سياسى و اقتصادى ايران - خدادادی، اسماعیل - الصفحة ٨٥
از صنعتى شدن، نشان مىدهد كه با داشتن جمعيّت زياد توانستند با در اختيار داشتن نيروى كار ارزان به توسعه كمك شايانى بكنند و بعد از مرحله توسعه، شروع به كاهش جمعيّت كردند.
دوم آنكه با آموزش جمعيّت زياد مىتوان بهتر به جنگ استكبار رفت. سوّم، كشورهايى مانند آلمان و دانمارك كه رشد جمعيّت آنها به صفر رسيد، براى جلوگيرى از اضمحلال جامعه در جهت افزايش جمعيّت به پيش مىروند. در نهايت، اگر قدرتهاى جهانى به غارت منابع و معادن كشورهاى جهان سوّم نپردازند، امكانات بالقوه و بالفعل در داخل اين كشورها، علاوه بر تأمين نيازهايشان، مىتواند در جهت توسعه اقتصادى نيز مورد استفاده قرار گيرد.
ديدگاه مخالفان رشد جمعيّت از جمله مخالفان رشد جمعيّت شخصى است به نام «مالتوس» كه معتقد است با وجود اينكه رشد جمعيّت بر اساس تصاعد هندسى (١، ٢، ٤، ٨، ١٦، ٣٢، ...) پيش مىرود، ميزان توليدات كشاورزى بر اساس تصاعد عددى (١، ٢، ٣، ٤، ٥، ٦، ...) در حركت است. «١» علاوه بر اين، كمبود زمين هم جزو امورى است كه بشر با رشد جمعيّت در آينده با آن دست به گريبان است.
رشد جمعيّت در ايران با توجه به ارقام به دست آمده از سرشمارى جمعيّت طى دو دوره، ١٣٥٥ و ١٣٦٥ مىتوان نتيجه گرفت كه در اين مدت جمعيّت ايران ساليانه ٩١/ ٣ درصد رشد داشته است كه اين نرخ يكى از ارقام بالاى رشد در جهان به شمار مىآيد. اين رشد سريع جمعيّت در وضع كنونى، كمبودهايى را در ميزان مواد مصرفى و ابزار توليدى ايجاد خواهد كرد. اين امر، ضرورت برنامهريزى دقيق و اجراى سياستهاى متناسب را مىطلبد.
جمعيّت ايران در سال ١٢٦٠ (تقريباً ٥/ ٧ ميليون نفر بود و در سال ١٣٢٥ به