جغرافياى سياسى و اقتصادى ايران - خدادادی، اسماعیل - الصفحة ٢٩
دهه ١٩٤٠ ميزان مصرف و استخراج اين ماده انرژى زا رو به كاهش گذاشت، در حالى كه منابع و ذخاير آن هيچ گونه نشانهاى از تمام شدن در بر نداشت. علت اصلى كاهش مصرف زغال سنگ، وارد شدن رقيب جديدى به صحنه انرژى جهان بود كه زغال سنگ را به حاشيه ميدان انرژى جهان تبعيد كرد. اين رقيب قدرتمند و تازه وارد «نفت» نام داشت. قابليتهاى نفت در مقايسه با زغال سنگ و ساير مواد انرژى زا در موارد زير خلاصه مىشود «١»:
١- انرژى حرارتى و انرژى زايى نفت به مراتب از زغال سنگ بيشتر است.
٢- به علت سيال و با لنّسبة سبك بودن، حمل و نقل آن با سهولت بيشترى انجام مىشود.
٣- آلودگى و پسماندگى (خاكستر) آن از زغال سنگ كمتر است.
٤- علاوه بر مصرف انرژى زايى و حرارتى، مشتقات آن در موارد متعدد ديگر قابليت كار دارد.
٥- نسبت به انرژيهاى ديگر، به مراتب ارزانتر است.
با توجه به اين مزاياست كه امروزه نفت به صورت يكى از مواد اوليه گرانبها و حياتى در آمده است. درك حياتى بودن نقش نفت موجب شد كه كشورهاى استعمارگر براى چنگ اندازى به آن، در دورترين نقاط عالم تلاش كنند.
نفت پس از آنكه در بكار انداختن ماشين مورد استفاده قرار گرفت، به يك عنصر مهم و اساسى در اقتصاد جهان تبديل شد، بخصوص در آغاز قرن بيستم، بطور روزافزونى بر اهميّت مصرف آن در صنايع و وسايل نقليه افزوده شد.
آغاز توجه به نفت به عنوان يك عنصر مهم نظامى و استراتژيكى به سالهاى قبل از ١٢٩٣ باز مىگردد. هنگاميكه انگليس تصميم گرفت كه كشتيهاى جنگى خود را از سيستم زغال سوز به موتورهاى نفت سوز تبديل كند. اين كار انگليس را كه داراى بزرگترين نيروهاى جنگى و تجارى دريايى آن زمان بود، بر آن داشت كه توجه مخصوصى به موضوع نفت مبذول دارد. آن كشور بزودى به اهميّت نفت جهت ادامه كنترل راههاى دريايى كه خود عامل اصلى نگه دارى و كنترل امپراتورى انگليس بود، پى برد. «٢»