جغرافياى سياسى و اقتصادى ايران - خدادادی، اسماعیل - الصفحة ٣٢
مقابل اهداف استعمارى آنها قرار گرفته و موجبات نگرانى شديد آنان را فراهم كرده است بطورى كه در شيوه برخورد آنها با مسايل جهانى، توجه به ايران و تحول عظيم آن بخوبى ملاحظه مىشود.
مكتب اسلام به صورت نيروى حركت آفرين و نجات بخش، جلوهگر شد و تودههاى ميليونى مسلمانان را مخاطب پيام خود قرار داد. از آن پس، خيزشهاى مردمى و مكتبى با الهام از انقلاب اسلامى در مرزهاى جغرافياى جهان اسلام، آغاز گشت و ايران قلب تپنده اين حركت جهانى شد. كشورهاى حاشيه خليج فارس و خاورميانه با بافت سنتى و ارتجاعى و وابسته به غرب و شرق از تمامى وسايل براى فشار بر ايران استفاده كردند.
آمريكا هم با استفاده از موقعيّت پيش آمده، انقلاب اسلامى را به عنوان خطرى براى زمامداران كشورهاى غربى به حساب آورد و انواع قراردادهاى نظامى و تسليحاتى را با كشورهاى منطقه منعقد ساخت.
در كتاب انقلاب اسلامى و ريشههاى آن مىخوانيم: «در قرن ما پيروزى انقلاب اسلامى حادثه مهمّ و حيرت انگيزى براى جهان بود كه مىتوانست در رابطه با مسايل سياسى جهان و منطقه ايفاگر نقش تعيين كننده، و تحولات غير قابل پيش بينى باشد. اين حادثه بزرگ قرن از يكسو معادلات سياسى استكبار را در ادامه سياست سلطه و تقسيم استعمارى جهان به هم زد و از سوى ديگر يكى از استوارترين رژيمهاى وابسته را كه از حمايت قدرتهاى بزرگ برخوردار بود، ريشه كن نمود و در كشورى چون ايران با اهميتى كه از نظر استراتژيكى و اقتصادى براى قدرتهاى بزرگ جهان دارد، تحولى سياسى- مردمى و عظيم به وجود آورد. مهمّتر از اين دو، روند انقلاب اسلامى با آگاهيهاى عميقى كه در ميان ملتهاى مسلمان جهان بويژه در كشورهاى اسلامى به وجود آورد، زمينه تحولات سياسى ريشه دار و بينشها و گرايش و حركتها و سازماندهيهاى سياسى چشمگيرى را فراهم آورد. اين جريان سياسى يك بار ديگر، اسلام را به عنوان يك قدرت تعيين كننده در جهان مطرح نمود و چشم انداز وحدت بزرگ جهان اسلام و حركت عظيم بازيابى خويشتن خود و گريز از سلطه و ايستادگى در برابر استعمار كهنه و نو و ايجاد قطب سياسى جديد در جهان و فروريزى رژيمهاى وابسته و تحميلى را در