جغرافياى سياسى و اقتصادى ايران - خدادادی، اسماعیل - الصفحة ١١٧
در سال ١٣٢٨ به ٥/ ٨ درصد در سال ١٣٥٦ ه. ش كاهش يافت. «١» با آغاز انقلاب «شاه و ملّت» و اصلاحات ارضى در سال ١٣٤١، ضربههاى جبران ناپذيرى به بخش كشاورزى وارد شد كه مهمترين آنها عبارتند از:
١- توزيع نا متعادل زمين، بدين معنا كه زمينهاى حاصلخيز و مرغوب همچنان در اختيار مالكين بزرگ و فئودالها باقى ماند و فقط زمينهاى نامرغوب به كشاورزان آنهم با پرداخت پول واگذار گرديد.
٢- انتقال سرمايه از روستا توسط مالكين و فئودالها به شهرها و جذب اين سرمايهها به كارهاى خدماتى و كاذب كه در نهايت باعث شد آسيبهاى شديدى به اقتصاد كشاورزى وارد گردد.
٣- عدم اجراى اصلاحات ارضى در زمينهاى مرغوب مالكين و تبديل آنها به مراكز كشت و صنعت به منظور توليد محصولات غير اساسى نظير زردچوبه، توت فرنگى، نهال و صيفى كارى كه در رديف نيازهاى فرعى جامعه قرار داشتند.
٤- مهاجرتهاى سريع روستاييان به شهرهاى بزرگ، مراكز استانها و پايتخت كه باعث نابودى زمينهاى آباد و مرغوب كشاورزى گرديد. «٢» ب- سياستگذارى كشاورزى در جمهورى اسلامى ايران:
با توجه به اهميّت اين بخش از اقتصاد كشور، مىتوان گفت كه جمهورى اسلامى بعد از پيروزى انقلاب، رشد و توسعه كشاورزى را در رأس برنامههاى خود قرار داده است.
در همين راستا از نظر تئوريك و قانونى جمله «كشاورزى محور استقلال است» در افكار مسؤولين متجلى شد ولى به خاطر جنگ، اين استراتژى آن گونه كه در نظر بود، عملى نشد. به هر حال، در حد توان، با تصويب طرحها و لوايح قانونى توسط شوراى انقلاب و مجلس شوراى اسلامى، به رشد و توسعه محصولات كشاورزى همّت گماشته شد.
واگذارى زمينهاى زراعى به كشاورزان و صدور سندهاى قانونى، تا اندازهاى توانست از