جغرافياى سياسى و اقتصادى ايران - خدادادی، اسماعیل - الصفحة ١١٥
روند كشاورزى در ايران الف- قبل از انقلاب اسلامى:
تاريخ فعاليتهاى كشاورزى در ايران به سالهاى بسيار كهن برمىگردد. ايرانيها همواره به اين بخش از فعاليت اقتصادى، توجه زيادى داشتند.
در «اوستا» كتاب زرتشت مىخوانيم:
زمينهاى كشت نشده و باير توسط نيروهاى اهريمنى تصرف شده، لذا وظيفه اولى براى هر جوان زرتشى «پس از ورود به محل»، شخم زدن و كاشت اراضى باير و پرورش احشام بوده است. «١» از سويى ديگر، ايرانيان به هر جا حمله مىكردند و آنجا را فتح مىنمودند، به محض ورود با ايجاد راهها و پلهاى كوچك و بزرگ، نواحى مختلف را به يكديگر پيوند داده و با ساختن شهرهاى بزرگ و سدهاى متعدد، كشاورزى را توسعه و ترقى مىدادند. براى نمونه، مصر كه در زمان هخامنشيان فتح شد، با حفر كانالهاى متعددى در رودخانه نيل توسط ايرانيان، آبيارى شد و زمينهاى زراعتى در سطح گستردهاى زير كشت رفت. «٢» براساس اطلاعات موّرخين، در اواخر دوره ساسانيان، بر اثر توسعه سيستم آبيارى در خوزستان، اين استان يكى از قطبهاى كشاورزى ايران بود، تا آنجا كه در اواخر همين دوره، حدود شانزده هزار هكتار از زمينهاى خوزستان، زير كشت نيشكر بود. توليد سالانه نيشكر دههزار تن بوده، حتّى در قرن اول هجرى محصولات نيشكر به ساير مناطق جهان نيز صادر مىشد. «٣» كشاورزىايران، پسازآن دوران، دچار زيانهايى از جمله هجوماقوام بيگانه «٤» خشكساليها، وضع مالياتهاى سنگين و ويرانى سيستم آبيارى بر اثر عدم رسيدگى به آن گرديد. با اين