اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٨
پيامبر (ص) در آغاز سال هفتم هجرى و پيش از رفتن به خيبر، عمرو بن اميه ضَمْرى را به حبشه فرستاد و نجاشى را به اسلام دعوت كرد و او اسلام آورد. پيامبر به عمرو فرمان داد كه جعفر و يارانش را بازگرداند. نجاشى با فراهم ساختن دو كشتى و وسائل سفر، ايشان را روانه سواحل حجاز نمود. «١» چون مهاجرين به مدينه وارد شدند، رسول خدا نيز با غنايم بسيار پيروزمندانه از نبرد خيبر به سوى مدينه مىآمد. پيامبر (ص) از شنيدن خبر بازگشت جعفر خرسند شد و دوازده گام به استقبال جعفر رفت. او را در آغوش گرفت و پيشانىاش را بوسيد و فرمود:
نمىدانم از كدام يك خوشحالتر باشم، از فتح خيبر يا رسيدن جعفر. «٢» پس از گفتوگوى كوتاه پيامبر (ص) با جعفر، حضرت وى را در كنار مسجد اسكان داد «٣» و از غنايم فتح خيبر براى او و ديگر مهاجران حبشه سهمى قرار داد؛ سهم جعفر سالانه پنجاه لنگه خرما بود. «٤» آثار هجرت با آنكه امكان ماندن در مكّه براى جعفر بن ابىطالب فراهم بود، ليكن به فرمان رسول خدا (ص) و به منظور اعتلاى اسلام و آئين توحيد، همه خطرها را پذيرفت و با مديريت و رهبرى خردمندانه خويش امور مسلمانان مهاجر را به خوبى اداره كرد. وى با توطئههاى قريش مقابله نمود و مشركان را به ترس و هراس بيشتر گرفتار ساخت و در پايگاه جديدى كه براى اسلام به وجود آمده بود، پادشاه حبشه و كشيشان آن ديار را