اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٣
انسانى كه در تمام حالات ياد شده بتواند دين خود را حفظ كند و خوشنودى خداوند را جلب نمايد، انسانى ديندار و سرافراز است.
بحران خلافت پس از رحلت رسول اكرم (ص) بهترين موقعيت و مناسبترين صحنه آزمايش براى شناخت نيك از بد و افراد ثابت قدم و با ايمان از اشخاص سستعنصر و ناپايدار بود. اكنون وضعيت مقداد را در آن بحران بررسى مىكنيم.
فقط سه نفر ...! پيامبر اسلام در آخرين سال عمر خود به دستور خداوند، در غدير خم، حضرت على (ع) را جانشين خود اعلام كرد و خبر آن به گوشه و كنار جهان اسلام رسيد.
مدتى نگذشت كه رسول خدا (ص) از سراى ناپايدار دنيا به جهان باقى شتافت.
حضرت على (ع) بنا به وصيت پيامبر اكرم (ص) مشغول غسل و كفن و سپس دفن جنازه آن حضرت بود كه مسلمانان در سقيفه بنى ساعده براى تصميمگيرى در امر خلافت جمع شدند و تنها مقداد، سلمان و ابوذر از على (ع) دست برنداشتند و به دنبال ديگران نرفتند «١» و شايد بر همين اساس باشد كه امام باقر (ع) فرمود:
ارْتَدَّ النَّاسُ الَّا ثَلاثَهُ نَفَرٍ: سَلْمان، ابُوذَرْ وَالْمِقْداد مردم [پس از رسول خدا] مرتد شدند به جز سه نفر: سلمان، ابوذر و مقداد.
رواى از امام پرسيد: آيا عمار ياسر (كه محبت او نسبت به اهل بيت مشهور است) جزو آن چند نفر نبود؟ حضرت فرمود: اندك ميل و ترديدى در عمار ظاهر شد، ولى پس از آن به حق رجوع كرد. «٢»