اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٤
عمّار هاشم را تشجيع مىكرد و به او مىگفت: پا در ركاب كن، حمله كن. «١» عمّار همچنين به هاشم گفت: پدر و مادرم فداى تو، حمله كن، بتاز. هاشم در پاسخ به او گفت:
عمّار، تو جنگ را سبك گرفتهاى، ولى من بايد با پرچم هجوم كنم و اميدوارم به آرزوى خود برسم.» عمّار نيروهاى رزمنده را نيز تشويق مىكرد و به آنها مىگفت: بندگان خدا، پايدارى كنيد كه بهشت زير سايه شمشيرهاست. «٣» با تشويق عمّار، هاشم مرقال سخت به نيروهاى معاويه هجوم برد. «٤» شهادت عمّار در آستانه شهادت هجوم همگانى در صفين آغاز شد و سپاهيان على (ع) و نيروهاى شام با يكديگر درگير شدند و تا غروب جنگيدند. روز بعد نيز نبرد عمومى ادامه يافت. در اين نبرد، عمّار، قيس بن سعد و عبداللّه بن بديل، فرمانده نيروهاى قارى قرآن بودند. «٥» عمّار پيش تاخت و مدّتى جنگيد، آنگاه به جايگاه خود بازگشت و درخواست آب كرد. يكى از زنان بنىشيبان ظرفى از شير آورد. عمّار وقتى شير را ديد گفت:
اللّه اكبر! اللّه اكبر! امروز زير نيزهها عزيزانم را ديدار مىكنم، رسول خدا (ص) راستگو است و خبر او راست است، امروز روز موعود است، آيا كسى هست كه زير نيزهها به سوى خدا حركت كند؟ سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست، اكنون در باره تأويل قرآن با آنان مىجنگيم، همانگونه كه در باره تنزيل آن با آنان جنگيديم.