اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٥
دار و دسته جنايتكارش زبانه مىكشيد و مسلمانان با لعن و نفرين، تبرّى و بيزارى خود را از معاويه و بستگان پليد او اعلام مىداشتند.
تحمل اين طيف وسيع و فزاينده مخالفان براى معاويه و خاندان بنىاميه ناممكن بود و هيچ راهى براى نابودى اين پايگاه نيرومند وجود نداشت، جز اينكه معاويه با صرف مبالغ گزاف از بيتالمال مسلمانان در صدد احداث قنات و چشمه برآيد و با استمداد از طبيعت، آثار آن شهيدان را نابود سازد تا به خيال خام خود از كابوس اجتماع مسلمانان زندهدل در اين پايگاه انقلاب رهايى يابد، «١» اما نه تنها اين اقدام جنايتكارانه به سود او پايان نيافت، بلكه قرب و مقام شهدا و جاودانگى آنان بيش از گذشته بر مردم آشكار شد و با نمايان شدن پيكرهاى تر و تازه آنان، كوس رسوايى معاويه و خاندان پليدش بيش از پيش نواخته شد.
گويا آشكار شدن بدنهاى مطهّر شهداى احد يك بار ديگر نيز در تاريخ تكرار شده است. «٢» سلام بر شهيد پيروان اسلام ناب محمدى بر پايه اعتقادى ژرف و بينشى عميق و آگاهانه، شهيد را شاهد و حاضر در ميان خود مىبينند و به زندگى واقعى پس از شهادت او ايمانى راسخ دارند. از اين رو، در برابر وى به گونه يك انسان «زنده» و «حاضر» مىايستند و سلام مىكنند و اين حقيقت از ارزندهترين و زندهترين درسهاى تربيتى اسلام ناب است.
پس از شهادت جمعى از مسلمانان در احد، اين مكان زيارتگاه پيامبر (ص) و اهل بيت او و امت اسلامى شد. پيامبر (ص) تصميم داشت كه در كوهپايه احد زيارتگاهى براى عاشقان اسلام ناب بنا كند كه تا دنيا پا برجاست طوافگاه مسلمانان و پيروان آن حضرت قرار گيرد. از اين رو، پس از پايان نبرد احد وقتى آن حضرت ديد كه برخى از