اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
عمّار را به شهادت رساندند و در باره تصاحب سلاحش با يكديگر اختلاف كردند. آنها نزد عبداللّه بن عمرو عاص رفتند تا ميان ايشان داورى كند. عبداللّه به آنان گفت: از من دور شويد كه از رسول خدا (ص) شنيدم كه فرمود: قريش با عمّار چكار دارند، عمّار آنها را به بهشت مىخواند و آنها او را به جهنم. «١» عمّار شبهنگام به شهادت رسيد و على (ع) بر پيكر وى نماز خواند و او را بدون غسل به خاك سپرد، «٢» و بدين گونه پيشگويى پيامبر اكرم (ص) در باره شهادت عمار به وقوع پيوست.
نيرنگ معاويه پس از شهادت عمّار، معاويه و عمرو عاص و پسرش در باره قتل عمّار به گفتوگو پرداختند، پسر عمرو گفت: پدر، شما عمّار را كشتيد، در حالى كه رسول خدا در باره او فرموده است كه او را ستمگران مىكشند. عمرو عاص رو به معاويه كرد و گفت: مىشنوى عبداللّه چه مىگويد؟ معاويه پرسيد: عبداللّه چه مىگويد؟ عمرو عاص سخن پسرش را براى معاويه باز گفت. معاويه گفت: مگر ما عمّار را كشتيم؟ عمّار را كسى كشته است كه او را وارد صحنه جنگ كرده است! نيروهاى معاويه، اين گفته معاويه را همه جا پخش كردند. «٣» وقتى على (ع) از اين نيرنگ معاويه آگاه شد، فرمود: بنابراين قاتل حمزة بن عبدالمطّلب خود پيامبر است، چون پيامبر او را به صحنه نبرد آورد؟! «٤»