اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢
صف آرايى و ميانجيگرى مجدى اينك حمزه با نيروهاى اندك خود در برابر ابوجهل- كه سيصد چابك سوار ورزيده پشت سر وى صف بستهاند و بىصبرانه منتظرند بدانند فرجام كار به كجا خواهد انجاميد- ايستاده است. آيا درگيرى رخ خواهد داد؟ و درصورت درگيرى پيروزى از آنِ كه خواهد شد؟
پى آمدهاى اين درگيرى در صورت پيروزى يا شكست هر يك از دو گروه چيست؟
خشم مقدس ستمديدگان در برابر خوى برترىجويى استكبارى آماده كارزار شد، شمشيرها از نيام بر آمد و آرايشهاى جنگى لازم انجام گرفت. هر لحظه امكان داشت دو گروه درهم آميزند و خون يكديگر بريزند «١» و حوادثى بس بزرگتر و سرنوشت ساز را پىريزى كنند.
پا در ميانى شخصى بهنام مجدى بن عمرو جهنى موجب جدايى دو گروه از يكديگر شد.
بنا به روايتِ واقدى، مجدى تا آنجا در محل در گيرى باقى ماند كه ابوجهل و بستگان او از منطقه دور شدند، آنگاه حمزه با ياران خود راه مدينه را در پيش گرفت. «٢» اين تصوير گوياى اين است كه ابوجهل و نيروهاى تحت امر وى، در سايه پا درميانى مجدى از رويارويى با حمزه و ياران اندكش شانه خالى كردند.
مجدى از نظر پيامبر حمزه، سرافراز و سربلند با ياران خود به سوى مدينه رهسپار شد و چون نزد پيامبر (ص) بازگشت، گزارش ميانجيگرى مجدى را به آگاهى آن حضرت رساند و خاطرنشان ساخت كه مسلمانان از اين مرد خيرانديشى و انصاف ديدند. پيامبر نيز پس از آگاهى از گزارش كار، رضايتمندى خود را از مجدى ابراز داشت.
پس از چندى گروهى از خويشاوندان مجدى به حضور پيامبر (ص) رسيدند، آن حضرت جامههايى به ايشان بخشيد و از آنان دلجويى كرد و با اين عمل مراتب خشنودى