اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٥
در يكى از غزوات كه به غزوه بدر الموعد معروف است، رسول خدا او را در مدينه جانشين خود قرار داد تا مرجع حلّ و فصل مشكلات مردم باشد. «١» از ديگر مأموريتهاى عبداللّه بن رواحه كه به دستور پيامبر صورت گرفت، برآورد خرماى يهوديان خيبر و گرفتن ماليات از آنان بود. يكبار كه عبداللّه جهت انجام اين مأموريت به خيبر رفت، خرما را چهل هزار بار شتر برآورد كرد. يهودىها انتظار داشتند كه عبداللّه را با تطميع از اين تخمين منصرف سازند. از همين رو، مقدارى از زر و زيورهاى زنان را جمع كردند و به او گفتند: اينها از آن تو باشد به شرط اينكه در تخمين خرماها و تقسيم آن بيشتر گذشت كنى. عبداللّه در پاسخ گفت: اى گروه يهود، شما در نظر من بدترين خلق خدا هستيد، اما اين مرا وانمىدارد كه به شما ستم كنم. يهوديان چون اين قاطعيت و صلابت در رأى را از عبداللّه مشاهده كردند، گفتند: با اين دادگرى و عدالت است كه آسمان و زمين استوار باقى مىماند. «٢» سريّه عبداللّه بن رواحه شخصى يهودى به نام يُسَير بن رِزام- كه از دشمنان رسول خدا (ص) بود- در خيبر، قبيله بنىغطفان را بر ضدّ پيامبر (ص) مىشوراند و قصد داشت كه به مدينه حمله كند.
در شوّال سال ششم هجرى، «٣» پيامبر اكرم (ص) عبداللّه بن رواحه را به همراه گروهى از اصحاب از جمله عبداللّه بن انَيس روانه خيبر كرد. اين عدّه پس از ورود به خيبر، با يُسير بن رزام به مذاكره پرداخته، او را به اسلام دعوت كردند و از وى خواستند كه به نزد رسول خدا (ص) بيايد و اضافه كردند: اگر به نزد پيامبر بيايى، تو را به امارت منصوب نموده، مقدمت را گرامى خواهد داشت.
سرانجام يُسير حاضر شد كه با چند تن از يهوديان خيبر به مدينه برود و به محضر پيامبر