اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٢
من انجام پذيرد. به هيچ روى بت را نپرستيدهام، زيرا بت موجودى بى سود و زيان است.
پيامبر (ص) به نشانه تحسين دست بر شانه جعفر آورد و گفت: به راستى سزاوار است خداوند تو را دو بال ارزانى دارد تابا فرشتگان در بهشت پرواز كنى. «١» اسلام آوردن جعفر فطرت پاك و دل آماده پذيرش حق جعفر، او را به دنياى زيباى اسلام رهنمون شد و او بعد از برادرش على بن ابيطالب (ع) دوّمين مردى بود كه دعوت پيامبر (ص) را پذيرفت و مسلمان شد. «٢» در چگونگى اسلامآوردن او آوردهاند كه در اوّلين نماز جماعتى كه برگزار شد، پيامبر (ص) و على (ع) به نماز ايستاده بودند. ابوطالب با فرزندش جعفر از آنجا مىگذشتند.
ابوطالب به جعفر گفت: كنار پسر عمويت نماز بخوان. جعفر چنين كرد. «٣» ابوطالب از اين كار خشنود شد و در اين باره اشعارى سرود كه ترجمه قسمتى از آن چنين است:
همانا على و جعفر در سختيها و مصيبتهاى روزگار، پشتوانه اطمينان بخش من هستند، به خدا قسم، پيامبر (ص) را تنها نمىگذاريم، فرزندان من هم چون داراى شرافتاند، او را تنها نخواهند گذاشت. اى على و اى جعفر، رها نكنيد و يارى نماييد پسر عمويتان را كه- فرزند- برادرِ پدرى و مادرى من است. «٤» مقام جعفر كسى كه پيامبر (ص) از او ستايش مىكرد، به حق، شايسته آن بود. سخنانى كه پيامبر در باره جعفر بيان كرده، نيز بيانگر مقام و اعتبار جعفر است:
خداوند مردم را از شاخههاى مختلف آفريد، اما من و جعفر از يك شاخه و درختيم. «٥»