اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧
خدا محروم بودند، آماده سفر شوند، آنان با شوق فوقالعادهاى از اين سفر استقبال كردند.
پيامبر اكرم (ص) به همراه دو هزار نفر از مسلمانان آماده ورود به مكّه و زيارت خانه خدا شدند. در ميان آنها شخصيتهاى بزرگى از مهاجر و انصار به چشم مىخورد كه پا به پاى پيامبر (ص) حركت مىكردند. از جمله آنها عبداللّه بن رواحه بود كه زمام شتر پيامبر (ص) را در دست داشت. رسول خدا (ص) به همراه اين جمعيت كثير در حالى كه صداى «لبيك اللهم لبيك» آنان در سراسر شهر طنينانداز بود، وارد مكّه شدند. هنگامى كه پيامبر (ص) نزديك ركن كعبه رسيد، مسلمانان صف بستند و آن حضرت ركن را با عصاى خود استلام كرد. «١» در اين حال عبداللّه بن رواحه زمام شتر پيامبر (ص) را در دست داشت و اين اشعار را مىخواند:
خَلُّوا بَنِى الْكُفَّارِ عَنْ سَبيِلِه إِنّى شَهِدْتُ أَنَّهُ رَسُولُهُ حَقّاً وَ كُلُّ الْخَيْرِ فى سَبيلِهِ نَحْنُ قَتَلْناكُمْ عَلى تَأْويلِهِ كَما ضَرَبْناكُمْ عَلى تَنْزيلِهِ ضَرْباً يُزيلُ الْهامَ عَنْ مَقيلِهِ وَ يُذْهِلُ الْخَليلَ عَنْ خَليلِهِ «٢» اى فرزندان كفّار، از راه محمّد (ص) دور شويد كه من شهادت مىدهم به حق او رسول خدا است و تمام خوبىها در راه او است، ما شما را بر تأويل قرآن مىكُشيم همچنانكه در گذشته بر اساس تنزيل قرآن ضربهها به شما زديم، ضربههايى كه سرها را از گردن جدا مىكرد و دوست را از توجّه به دوست خود باز مىداشت.
عمر بن خطّاب چون اين اشعار را شنيد، به عبداللّه اعتراض كرد. پيامبر (ص) او را ساكت كرد و فرمود:
فَوَ الَّذى نَفْسى بِيَدِهِ لَكَلامُهُ عَلَيْهِمْ أَشَدُّ مِنْ وَقْعِ النَّبْلِ «٣» اسوههاى فرماندهى ١١٨ عمار در احاديث ص : ١١٨