اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤
سفيد بوده است. بنابراين، شايد اين نتيجه را بتوان گرفت كه مسالمتجويى و صلحطلبى روح حاكم بر همه عملياتهاى نظامى پيامبر (ص) بوده و ستيزهجويى از سوى دشمنان اسلام انجام مىگرفته است.
در غزوه ذات العُشَيْره هنگامى كه به پيامبر (ص) خبر رسيد كه كاروان قريش از مكه به سوى شام رهسپار شده است، در رأس گروهى از نيروهاى مهاجر «١» به قصد تعقيب اين كاروان از مدينه خارج شد. پيامبر (ص) در جمادى الأولى سال دوم هجرى «٢» از يَنبُع «٣» آهنگ عُشيره كرد و پرچمدار آن حضرت در اين واقعه كه به غزوه ذات العشيره معروف است، حمزه بود. «٤» وقتى پيامبر (ص) به عُشَيْرَه «٥» رسيد با قبيلههاى بنى مُدلَج و همپيمانان از بنى ضَمره قرارداد همزيستى و ترك خصومت منعقد نمود و بىآنكه با قريش روبهرو شود، به مدينه بازگشت. «٦» در واقعه بدر از زمانى كه حمزه به دين اسلام گرويد، پيوسته كمر به يارى رسول خدا (ص) بست و لحظهاى در فداكارى و جانبازى نسبت به پيامبر عاليقدر اسلام فروگذار نكرد. «٧» در اين ميان، نقش وى در جنگ بدر سرنوشت ساز بود. مرحوم امين درباره او نوشته است:
حماسهسازىهاى او در بدر بسيار چشمگير بود. «٨» مامقانى و ديگران نيز چنين از وى ياد