اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠
غمخوار ابوطالب چند سال پيش از بعثت پيامبر (ص) قحطسالى شديدى مكه را فرا گرفت و قريش را در فشار قرار داد. در ميان قريش عائلهمندترها بيشتر سختى مىكشيدند و ابوطالب يكى از آنها بود. «١» با پيشنهاد حضرت محمد (ص)، عباس- كه از ثروتمندان قريش به شمار مىرفت- و حمزه و خود آن حضرت نزد ابوطالب رفتند و از وى خواستند كه به هر يك از آنان يكى از فرزندانش را بسپارد و بدينگونه بارى از دوش او برداشته شود. ابوطالب در پاسخ آنان گفت: عقيل را براى خودم بگذاريد و بقيه را ببريد. پيامبر (ص) على (ع) را برگزيد، عباس طالب را انتخاب كرد و حمزه پذيراى جعفر گرديد. «٢» اين گزينش، آثار عميق تربيتى در فرزندان ابوطالب به جا گذاشت. جعفر، آينه تمام نماى حمزه بود، همانگونه كه على (ع) تجلّى گاه رسول خدا (ص) بود. آرى، جعفر وارث غيرت، شهامت، سلحشورى، سازشناپذيرى و شجاعت حضرت حمزه بود. در بيشتر مواردى كه نام حمزه بر زبان پيامبر (ص) و امامان معصوم (ع) آمده از جعفر نيز ياد شده است. در اين كتاب مطالب بيشترى در اثبات همگونى عميق ميان اين دو ستاره فروزان صدر اسلام خواهيم ديد.
اسلام حمزه حمزه يا سنگر اسلام در يكى از روزهاى سال دوم بعثت «٣» پيامبر (ص) در صفا بود كه ابوجهل از آنجا گذشت و به آن حضرت ناسزا گفت و از آيين وى عيبجويى كرد و رسالتش را انكار نمود.
رسول خدا (ص) در پاسخ وى سكوت اختيار كرد. كنيز عبداللّه بن جدعان در خانه خود