اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٤
قلب مطمئن و پولادين مقداد آنچه شگفتآور است، سبقت گرفتن مقداد در تسليم حق است. امام باقر در ادامه روايات يادشده به رواى مىفرمايد: اگر مىخواهى شخصى را بشناسى كه هيچگونه خلل و شكى در دل او راه نيافت، آن شخص، مقداد است. «١» آرى قلب مقداد به سان تكههاى آهن، محكم بود. «٢» پس از رسول خدا (ص)، مقداد، اين فرمانده بزرگ اسلام، كاملًا آماده و دست به شمشير بود و ديدگانش را به ديدگان مبارك على (ع) دوخته بود و منتظر بود تا هر لحظه فرمان دهد، بى درنگ آن را انجام دهد. «٣» تنها حاميان امام پس از رحلت پيامبر (ص)، على (ع) حضرت فاطمه زهرا (س) را سوار بر مركبى كرد و دست حسنين (ع) را گرفت و به خانه تمامى كسانى كه در جنگ بدر شركت كرده بودند رفت و حق خود را بهآنان يادآورى نمود و آنان را به يارى خود دعوت كرد، اما بهجز تعدادى اندك (٢٤ نفر) كسى او را يارى نكرد. حضرت به آنها گفت كه فردا با سلاحشان حاضر شوند و آنان هم تا دم مرگ با وى بيعت كردند، اما كسى به عهد خود وفا نكرد مگر چهارنفر كه عبارت بودند از سلمان، ابوذر، مقداد و زبير. حضرت تا سه مرتبه هر شب اين عمل را انجام داد و آنان مىگفتند كه مىآيند و چون صبح مىشد كسى نمىآمد مگر همان چهار تن. هنگامى كه حضرت كمى يارانش و سستى پيمانشان را ديد، براى جمعآورى قرآن در خانه نشست. «٤» نخستين شيعيان از تهمتهايى كه به شيعيان مىزنند اين است كه مذهب شيعه از زمان خليفه سوم به بعد پيدا شده و بنيانگذار آن عبدالله بن سبا است، در صورتى كه در زمان خود رسول اكرم (ص)