اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧١
حكومت اسلامى و هدايت و رهبرى مسلمانان را به عهده گرفت.
حمايت و اطاعت از فرماندهى با تحميل جنگ جمل بر حضرت على (ع)، ابوايّوب انصارى براى شركت در جنگ به بصره رفت و پيش از شروع جنگ، به همراه تعدادى از بزرگان، خدمت امام رسيدند و در حمايت از نظر حضرت مبنى بر جنگ با بيعتشكنان اين سخنان را ايراد كردند: اى امير مؤمنان، در كار خود بنگر و قوم خود يعنى اين گروه از قريش را سرزنش كن كه پيمانت را شكسته و از عهد خود با تو سر باز زدهاند و در نهان ما را به كنار گذاشتن تو فرا مىخوانند.
اين مخالفت از آن روست كه آنان اسوه و الگوى اسلامى را خوش نمىدارند و امتياز و برترى را از دست دادهاند، و چون ميان آنان و غير عرب مساوات برقرار كردى، ناراحت شدهاند و با دشمن تو رايزنى كرده، او را بزرگ ساختهاند و اينك براى پراكنده كردن جماعت مسلمانان و گرد هم آوردن گمراهان، به خونخواهى عثمان پرداختهاند. هر چه رأى توست، اعمال اسوههاى فرماندهى ١٨٤ جنگ بدر ص : ١٨٣ فرما. «١» با سخنان ابوايّوب و همراهان و حمايت از تصميم فرماندهى، جلوى هرگونه تضعيف احتمالى جنگ براى فرونشاندن فتنه ناكثين گرفته شد.
فرمانده انصار در جمل در جنگ جمل افراد امام بهصورت دستههاى هزار نفرى سازمان يافته بودند و فرماندهى هر دسته را يكى از اصحاب بزرگوار حضرت به عهده داشت. سرانجام با رشادتهاى ابوايّوب و ديگر ياران امام، جنگ به پيروزى لشكر حق انجاميد و نيروها به شهر بصره وارد شدند.
در پيشاپيش يكى از دستههاى هزار نفرى، سوار نيرومندى حركت مىكرد كه كلاه و لباس سفيدى بر تن و پرچمى در دست داشت و شمشيرش را حمايل كرده بود. مردم شهر كه ابهّت اين سوار چشمهانشان را خيره كرده بود، پرسيدند: اين سوار كيست؟ به آنان پاسخ داده شد: ابوايّوب انصارى است و اين همراهان از انصار و ديگران هستند. «٢»