اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٨
مسلمانان و پرچمهايشان حركت مىفرمود و شعار مسلمانان اين بود: يا منصورُ امِت (اى يارى شده بميران).
واقعه خيبر شاهد رشادتها و دلاورىهايى است كه از حباب به ظهور رسيد. هنگامىكه رسول خدا (ص) به ناحيه شقّ «١»- كه در آنجا نيز چندين حصار با ساز و برگ بود- عزيمت فرمود، اولين حصارى كه پيامبر (ص) محاصره كرد، حصار ابَىّ «٢» بود. آن حضرت بر فراز قلعهاى كه سُمران «٣» نام داشت، مستقر شد و در آنجا با اهل حصار ابَىّ به شدت نبرد كرد.
مردى از يهوديان به نام غزاّل از حصار بيرون آمد و هماورد خواست. حباب بن منذر به جنگ او رفت و چند ضربه ردّ وبدل كردند، آنگاه حباب به او هجوم آورد و دست راستش را از وسط بازويش قطع كرد و شمشيرش بر زمين افتاد و بدون سلاح شد و به سوى حصار گريخت. حباب او را تعقيب كرد و پى پاشنههاى او را زد و چون غزاّل بر زمين افتاد، سرش را بريد. «٤» حباب كه ازسوى رسول خدا (ص) پرچمدار جنگ بود، از خود استقامت كمنظيرى نشان داد و زمينه پيروزى نيروهاى اسلام را فراهم كرد. هر چند در اين واقعه فتح نهايى به دست تواناى امير مؤمنان، على (ع) رقم خورد، ولى نقش حباب را نمىتوان در فتح قلعههاى بسيارى ناديده گرفت. از جمله قلعه صعب بن مُعاذ «٥» به دست او فتح شد و پرچم پر افتخار اسلام بر فراز آن به اهتزاز درآمد. «٦» عبدالرحمن بن جابر از پدرش جابر بن عبدالله نقل كرده است كه چون به حصار صعب بن معاذ رسيديم، مسلمانان گرسنه بودند و همه خوراكيها در آن دژ بود. حباببن منذر