اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
وليد برخيز! وليد برخاست و على (ع) در برابرش ايستاد و او را به هلاكت رساند. سپس عتبه به ميدان آمد و حمزه در مقابل او به ميدان رفت. آنها دو ضربت رد و بدل كردند و در پايان حمزه او را كشت. آنگاه شيبه به ميدان آمد و عبيدة بن حارث در برابر او قرار گرفت. شيبه با نوك شمشير به ساق پاى عبيده زد و ماهيچه ساق پايش را قطع كرد. حمزه و على بر شيبه يورش بردند و او را از پاى در آوردند. آنگاه عبيده را به صف سپاه اسلام برگرداندند. «١» در باره هماوردى على (ع) با وليد فرزند عتبه در ميان تاريخنگاران اختلاف نيست، ولى در هماوردى حمزه و عبيده از يك سو و عتبه و شيبه از سوى ديگر اختلاف است و بيشتر آنان عبيده را به دليل سن زيادش هماورد عتبه معرفى كردهاند كه از اين گروه طبرى «٢»، ابن اثير «٣» و ابن شهر آشوب «٤» را مىتوان نام برد. از سوى ديگر، واقدى به هماوردى حمزه با عتبه تصريح دارد و عبيده را هماورد شيبه مىداند «٥» كه شرحش گذشت.
رشادتهاى ديگر حمزه در بدر زندگى سراسر حماسه حمزه، گوياى دلاورى و شجاعت كمنظير او در ميدانهاى رزم است. او در صحنه نبرد ناظر بر همه نقاط درگيرى بود و در صورت نياز، به يارى ياران و همرزمان خود مىشتافت.
على (ع) فرموده است كه: در روز بدر خورشيد بالا آمده و صفهاى ما و دشمن در يكديگر آميخته بود. من در تعقيب يكى از مشركان بودم كه ناگاه يكى ديگر از مشركان را ديدم كه در بالاى تپّه شنى با سعد بن خيثمه درگير است. آن مشرك كه سوار بر اسب و