اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٢
اخلاق نيك ابودجانه مريض بود، به عيادت او رفتند. مشاهده كردند كه سيماى او از خوشحالى مىدرخشد. پرسيدند: چرا چهرهات درخشان است؟ گفت: به نظرم دو عمل من از همه اعمالم استوارتر و بهتر است: نخست، در باره آنچه به من مربوط نبوده حرف نزدهام، ديگر، دلم براى مسلمانان، به دور از هر گونه بدى بوده است. «١» توجه پيامبر به ابودجانه ابودجانه وضعيت مالى خوبى نداشت. از اين رو، رسول خدا (ص) گاه از غنايم ويژه مقام نبوت، سهمى به ابودجانه مىداد. در تاريخ آمده است كه يهود بنى نضير به دستور رسول خدا (ص) از مدينه رانده شدند و هر چه ثروت داشتند به دست آن حضرت افتاد.
اين ثروتها خاص پيامبر (ص) بود و هر گونه مىخواست مىتوانست در آنها تصرف كند، زيرا بدون درگيرى و كشتار به دست آمده بود. آن حضرت همه اين اموال را بين مهاجران تقسيم كرد و به كسى از انصار جز ابودجانه و سهل بن حنيف، چيزى نداد. «٢» جانشين پيامبر در مدينه پيامبر (ص) در ذى قعده سال دهم هجرى براى حجة الوداع آماده شد و دستور داد كه مسلمانان نيز آماده شوند. آن حضرت در روز ٢٥ ذى قعده با انبوه مسلمانان از مدينه به سوى مكه حركت كرد و طبق برخى از روايات، ابودجانه را جانشين خود در مدينه قرار داد. «٣» ذوالسيفين، ذوالمشهره ابودجانه انصارى را به خاطر جنگ با دو شمشير (شمشير رسول خدا و شمشير خودش)