اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٩
در اينجا خوف از پروردگار در وجود عبداللّه پديدار مىگردد كه قبلًا در باره اين خصيصه ارزشمند او سخن گفتيم.
همچنين در روايت است كه چون رسول خدا (ص) با عبداللّه بن رواحه خداحافظى كرد، عبداللّه به پيامبر (ص) عرض كرد: اى رسول خدا، مطلبى بفرماييد تا از شما به عنوان موعظه به خاطر داشته باشم. حضرت در پاسخ فرمود: تو فردا به سرزمينى خواهى رفت كه سجده كردن در آن اندك است. بنابراين، در آن سرزمين زياد سجده كن. عبداللّه گفت:
موعظه ديگرى بفرماييد. حضرت فرمود: همواره خدا را ياد كن، زيرا او در هر چه بخواهى يار و مدد كار توست. عبداللّه براى مرتبه سوّم موعظه ديگرى از پيامبر (ص) درخواست كرد و گفت: اى رسول خدا، خداوند فرد است و فرد بودن را دوست دارد (يعنى موعظه ديگرى بفرماييد تا مصداق فرد شود). پيامبر (ص) فرمود: اى پسر رواحه، تو هرگز عاجز مشو از اينكه اگر ده گناه را مرتكب شدى، لااقل يك عمل نيك انجام دهى. در اينجا عبداللّه بن رواحه به پيامبر عرض كرد: ديگر از چيزى سؤال نمىكنم. «١» عبداللّه بن رواحه و تشجيع رزمندگان مسلمانان پس از ورود به شام و آگاهى از آمادگى و قدرت نظامى دشمن، با يكديگر در باره كيفيت نبرد با دشمن به گفتوگو و تبادل نظر پرداختند. عدّهاى گفتند: اين موضوع را بايد با نامه به رسول خدا (ص) گزارش دهيم و از او كسب تكليف نماييم، شايد ايشان ما را از جنگ منصرف سازد و يا گروهى را براى امداد اعزام نمايد. چيزى نمانده بود كه مسلمانان اين رأى را بپذيرند كه عبداللّه بن رواحه به پا خاست و خطبهاى آتشين ايراد نمود:
اى مسلمانان، به خدا قسم شما براى هدف و مقصدى به اينجا آمدهايد كه اكنون آن را دوست نمىداريد. شما از مدينه به قصد نيل به شهادت خارج شديد، پس چرا از آن مىترسيد؟