اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٨
خلفا نيز از اين سنت رايج تبعيت كردند؛ ابوبكر، عمر و عثمان به رسم رسول خدا (ص) همه ساله به زيارت شهداى احد مىشتافتند و حتى معاويه نيز وقتى به حج يا عمره مىرفت به ناچار به زيارت شهداى احد تن مىداد. «١» ياران ديگر پيامبر (ص) نيز از زيارت شهداى احُد غفلت نمىكردند. ابو سعيد خدرى پيوسته به زيارت قبر حمزه مىرفت و بر قبر او مىايستاد و دعا مىكرد و به همراهان خود مىگفت: كسى بر ايشان سلام نمىكند مگر اينكه آنان پاسخ او را مىدهند. از حضور بر تربت ايشان و سلام بر آنان و زيارتشان غفلت نكنيد. «٢» گروهى از ياران رسول خدا (ص) در سال چندين بار به زيارت شهداى احد مىرفتند.
از آن جملهاند محمد بن مَسْلمه وسلمة بن سلامه كه نخست كنار قبر حمزه مىايستادند و بر او سلام مىكردند، آنگاه بر ساير شهدا سلام مىگفتند. «٣» ام سلمه، همسر رسول خدا (ص)، هر ماه به زيارت شهداى احد مىرفت و همه روز را در آن جا سپرى مىكرد. روزى او به همراه غلام خود، نَبهان، به احد رفت و چون غلام بر شهيدان سلام نكرد، او را سرزنش كرد و به او گفت: چرا بر ايشان سلام نكردى. به خدا سوگند، تا روز قيامت كسى بر ايشان سلام نمىكند مگر اينكه پاسخ او را مىگويند. «٤» ابوهريره از كسانى بود كه رفت و آمدش به محل قبور شهداى احد زياد بود. «٥» عبدالله بن عمر نيز هرگاه مىخواست به بيشه (محلى در نزديكى احد) برود، وقتى به ذُباب (نقطهاى در ميان راه) مىرسيد، به سمت آرامگاه شهدا رهسپار مىشد و بر ايشان سلام مىكرد، آنگاه به ذُباب باز مىگشت و راه خود را به سوى بيشه ادامه مىداد، زيرا دوست نداشت قبر شهدا را محل عبور خود قرار دهد. «٦»