اسوههاى فرماندهى - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٥
عدهاى از صحابه خاص آن حضرت، يعنى سلمان، مقداد، ابوذر وعمار را شيعه مىخواندند.
در بسيارى از روايات، حتى از علماى اهل تسنن، كلمه شيعه آمده است. براى نمونه، ابن صباغ از ابنعباس نقل مىكند كه رسول اكرم (ص) به على (ع) فرمود: منظور از خير البريه (بهترين اهل عالم) در آيه ششم سوره بيّنه، تو و شيعان تو هستند. «١» اعتراض مقداد از امام صادق (ع) روايت شده كه پس از ماجراى سقيفه، دوازده نفر از اصحاب رسول خدا (ص) خلافت ابوبكر را برنتافتند و چون بر منبر نشست، اينان- كه شش نفر از مهاجران از جمله مقداد و شش نفر از انصار بودند- به شور نشستند؛ برخى گفتند: به خدا سوگند كه نزد او خواهيم رفت و او را از منبر رسول خدا به زير مىآوريم، و ديگران گفتند: به خدا سوگند كه اگر چنين كنيد خود را به زحمت افكندهايد؛ بياييد نزد اميرالمؤمنين، على (ع) برويم و با او مشورت كنيم و رأى او را بدانيم. جملگى نزد حضرت رفتند و گفتند:
اى امير مؤمنان، حقى را رها كردى كه بدان شايستهتر و سزاوارترى؛ زيرا از پيامبر (ص) شنيديم كه مىفرمود: على با حق است و حق با على و هر جا حق رو آورد، على (ع) نيز همراه حق رو مىآورد. قصد داشتيم نزد ابوبكر رفته و او را از منبر پيامبر پايين آوريم، اكنون آمدهايم با تو مشورت كنيم و از رأى تو آگاه شويم و ببينيم به چه فرمان مىدهى.
حضرت در پاسخ فرمود: به خدا سوگند، اگر چنين كنيد ناگزير از جنگ با آنان هستيد، اما اندكايد. به خدا سوگند، اگر چنين كنيد، با شمشيرهاى آخته و آماده كارزار نزد من خواهيد آمد و اگر آنان از من خواستند بيعت كنم و گرنه كشته شوم، بايد از خود دفاع كنم. پيامبر (ص) پيش از وفاتش به من فرمود: يا على، اين امت پس از من با تو از در غدر در خواهند آمد و پيمان مرا در باره تو خواهند شكست و حال آنكه تو نسبت به من همانند هارونى نسبت به موسى. به رسول خدا گفتم: در اين صورت وظيفه من چيست؟ فرمود: اگر ياورانى يافتى با آنان جهاد كن و گرنه دست نگاهدار و خونت را حفظ كن تا مظلوم وار به من ملحق شوى ... اكنون دسته جمعى نزد ابوبكر رفته، اين سخن رسول خدا را به او بگوييد تا